
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
107🔹 این سخنْ پایان ندارد، بازگرد *** سوی خرگوشِ دلاور تا چه کرد قصّۀ مکرکردنِ خرگوش با شیر، و به سر بردن1
🔹 حاصل، آن خرگوشْ رأیِ خود نگفت *** مکر اندیشید با خود طاق و جفت2 🔹 با وُحوش از نیک و بد نگْشود راز *** سرِّ خود با جانِ خود میرانْد باز ساعتی تأخیر کرد اندر شدن *** بعد از آن شد پیشِ شیرِ پنجه زن3 زآن سبب کاندر شدن وا مانْد دیر *** خاک را میکَنْد و میغرّید شیر4 گفت: «من گفتم که عهدِ آن خَسان *** خام باشد، خام و سست و نارَسان!5 دمدمهیْ ایشان مرا از خر فِکند *** چند بفْریبد مرا این دهر، چند؟!»6 ----------
سخت درمانَد امیرِ سُستریش *** چون نه پس بیند نه پیش، از احمقیش7 راهْ هموار است و زیرش دامها *** قحطِ معنا در میانِ نامها8 لفظها و نامها چون دامهاست *** لفظِ شیرینْ ریگِ آبِ عمر ماست9 🔹 عمرْ چون آب است، وقتْ او را چو جو *** خُلقِ باطنْ ریگِ جویِ عمرِ تو10 آن یکی ریگی که جوشد آب از او *** سخت کمیاب است، رو آن را بجو - به سر بردن: وقت تلف کردن، دیر رفتن.
- حاصل: خلاصه اینکه. مکر... : همۀ جوانب مکر خود را بررسی کرد.
- شدن: رفتن.
- وا ماند دیر: تأخیر کرد.
- خَسان: فرومایگان.
- دمدمه: مکر. از خر فکند: از رسیدن به مطلوب باز داشت.
- سستریش: ابله و سادهلوح.
- قحط معنا... : القاب و عناوین بیمحتوا و بیمعنا، دام راهند.
- لفظ شیرین... : سخنان بهظاهر زیبا مانند زمین شنی که آبِ جو را به خود میکشد، عمر را تباه میکند.
- خُلق... : صفات باطنی نسبت به عمر همچون شن است. (صفات خوب مانند ریگ چشمهای که آب از آن میجوشد، مایۀ جوشش رشد و کمال است؛ و صفات بد مانند شنزاری که آب را فرو میکشد، عمر انسان را تباه میسازد).
