اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

106
  • منع‌کردنِ خرگوشْ راز را از نَخجیران

  • گفت: «هر رازی نشاید باز گفت***جفتْ طاق آید گهی، گه طاقْ جفت‌»1
  • ----------

  • از صفا گر دَم زنی با آینه***تیره گردد زود با ما آینه‌2
  • در بیانِ این سه، کم جُنبان لَبَت***از ذَهاب و از ذَهَب وَ‌ز مَذهبت3
  • کاین سه را خَصم است بسیار و عَدو***در کَمینت ایستد چون داند او4
  • ور بگویی با یکی، گوی: «اَلوِداع»***کُلُّ سِرٍّ جاوَزَ الْإثنَینِ شاع‌5
  • گر دو سه پرّنده را بَندی به هم***بر زمین مانندْ مَحبوس از ألَم6
  • مشورت دارند سرپوشیده خوب***در کنایتْ با غلط افکنْ مَشوب7
  • مشورت کردی پیَمبر بسته سَر***گفته ایشانش جواب و بی‌خبر
  • در مثالی بسته گفتی رای را***تا نداند خصمْ سَر از پای را8
  • او جوابِ خویش بگْرفتی از او***و‌ز سؤالش می‌نبُردی غیرْ بو
    1. جفت... : اصطلاحی در یک بازی قدیمی (امری برخلاف انتظار صورت می‌گیرد و در آنچه صلاح می‌پنداریم، فساد واقع می‌شود).
    2. اگر به‌خاطر صفای آینه راز خود را با آن بگویی، بخار گرفته و تیره می‌گردد.
    3.  جامع الأسرار و منبع الأنوار، ص 227؛ رسول‌اللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم: «مخفی بدار رفتن خود و راز خود و مذهب خود را!»
    4. خَصم: نزاع‌کننده (در ظاهر). عدو: دشمن (در دل).
    5. نسخۀ قونیه: با یکی دو، اَلوداع.
      الوداع: خداحافظی‌کردن (با آن راز). کُلُّ سِرٍّ... : هر رازی که از دو لب (یا از دو نفر) تجاوز کند، فاش می‌گردد.
    6. محبوس از ألم: گرفتار غم و اندوهِ در بند بودن.
    7. سپس آن پرندگان مخفیانه مشورت می‌کنند، ولی مشورتشان را با رفتاری غلط انداز آمیخته می‌سازند که گویی نزاع می‌کنند.
    8. رای: رأی و نظر.