
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
226در بیانِ آنکه: عاشقِ دنیا بر مثالِ عاشقِ دیواری است که بر او آفتاب تافته، و جَهد نکرد تا فهم کند که این تاب از دیوار نیست، از آفتاب است از آسمانِ چهارم؛ لاجَرَم کُلّی دل بر دیوار نهاد. چون پرتوِ آفتاب به آفتاب پیوست، او محروم ماند؛ ﴿وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ﴾1
عاشقانِ کُل، نه این عُشّاقِ جُزو *** مانَد از کُلْ آن که شد مشتاقِ جُزو چون که جُزوی عاشقِ جُزوی شود *** زود مَعشوقش به کُلِّ خود روَد ریشِ گاو و بندۀ غیر آمد او *** غَرقه شد، کفْ در ضعیفی در زد او نیست حاکم تا کند تیمارِ او *** کار خواجهیْ خود کند یا کارِ او «فَازْنِ بِالْحُرَّه» پیِ این شد مَثَل *** «فَاسْرِقِ الدُّرَّه» بدین شد مُنتقَل2 بنده سوی خواجه شد، او مانْد زار *** بوی گُل شد سوی گُل، او مانْد خار3 🔹 همچو آن اَبله که تابِ آفتاب *** دید بر دیوار و حیران شد شتاب 🔹 عاشقِ دیوار شد «کاین باضیاست» *** بیخبر کاین عکسِ خورشیدِ سَماست 🔹 چون به اصلِ خویش پیوست آن ضیا *** دید دیوارِ سیَه مانده به جا او بمانده دور از مطلوبِ خویش *** سعیْ ضایع، رنجْ باطل، پایْ ریش همچو صیّادی که گیرد سایهای؟! *** سایه کی گردد وِرا سرمایهای؟! سایۀ مرغی گرفته مَردْ سخت *** مرغْ حیران گشته بر شاخِ درخت کاین مُدَمَّغ بر که میخندد؟ عجب *** اینْت باطل، اینْت پوسیده سبب ور تو گویی: «جزوْ پیوستهیْ کُل است» *** خار میخور، خار مقرونِ گُل است - سوره السبأ آیه 54؛ ﴿و میان ایشان و خواستهها و آرزوهایشان جدایی افتاد... .﴾
- ضربالمثل معروف؛ «إذا سَرَقتَ فَاسرِقْ دُرّةً ، و إذا زَنَيتَ فَازنِ بِحُرّة؛ اگر (خدای ناکرده) خواهی که دزدی کنی پس دُرّی گرانبها بدزد و اگر خواهی زنا کنی پس با زن آزاد زنا کن (نه کنیز).»؛ (در هر امری همّت خود را بلند دار و بهترین و بالاترین را بخواه!)
- تصحیحشده بر اساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بنده سوی بنده شد.
