اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

224
  • پیش آمدنِ نَقیبان و دربانانِ خلیفه از بَهرِ اِکرامِ أعرابی، و پذیرفتنْ هدیۀ او را

  • آن عَرابی از بیابانِ بَعید***بر درِ دارُ‌الخلافه چون رسید
  • پس نَقیبانْ پیشِ أعرابی شدند***بس گُلابِ لطف بر رویَش زدند
  • حاجتِ او فهمشان شد بی‌مَقال***کارِ ایشان بُد عطا پیش از سؤال‌
  • پس بِدو گفتند: «یا وَجهَ الْعَرب***از کجایی؟ چونی از راه و تَعَب‌؟»1
  • گفت: «وَجهم گر مرا وَجهی دهید***بی‌وُجوهَم چون پسِ پُشتم نَهید2
  • ای که در روتان نشانِ مِهتری‌ست***فَرّتان خوش‌تر ز زرِّ جعفری‌ست‌
  • ای که یک دیدارتان دیدارها***ای نثارِ دیده‌تان دینارها
  • ای همه ”یَنظُرْ بِنورِ اللَه“ شده***از برِ حقْ بهرِ بخشش آمده3‌
  • تا زنید آن کیمیاهای نظَر***بر سرِ مِسّ‌های اشخاصِ بشر
  • من غریبم، از بیابان آمدم***بر اُمیدِ لطفِ سلطان آمدم‌
  • بوی لطفِ او بیابان‌ها گرفت***ذرّه‌های ریگ هم جان‌ها گرفت‌
  • تا بدین‌جا بهرِ دینار آمدم***چون رسیدم، مستِ دیدار آمدم»‌
  • ----------

  • بهرِ نانْ شخصی سوی نانوا دوید***داد جان، چون حُسنِ نانوا را بدید
  • بهرِ فُرجه شد یکی تا گُلسِتان***فُرجۀ او شد جمالِ باغِبان‌
  • همچو أعرابی که آب از چَه کِشید***آبِ حیوان از رُخِ یوسُف چِشید
  • رفت موسیٰ کآتشی آرَد به دست***آتشی دید او که از آتش بِرَست‌
  • جَست عیسیٰ تا رَهد از دشمنان***بُردش آن جَستن به چارُم آسِمان‌
  • دامِ آدمْ دانۀ گندم شده***تا وجودش خوشۀ مردم شده‌
    1. یا وَجهَ العرب: ای بزرگ عرب. تعب: خستگی.
    2. اعرابی گفت: من بزرگ و شریفِ عربم به‌شرطِ آنکه شما مرا جایگاهی دهید؛ و اگر مرا رانده و اعتنایی نکنید، جایگاه و شرافتی نخواهم داشت .
    3.  کافی، ج 1، ص 218؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «برحذر باشید (و غافل نباشید) از هشیاری و زیرکی مؤمن! که او با نور الٰهی (حقیقت امر را) می‌نگرد.»
/ 10