
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
221در نمد در دوز تو این کوزه را *** تا گشاید شَه به هدیه روزه را کاینچنین اندر همهیْ آفاق نیست *** جز رَحیق و مایۀ أذواق نیست زآنکه ایشان زآبهای تلخ و شور *** دائماً پُرعِلّتند و نیمکور» ----------
مرغْ کآبِ شور باشد مَسکَنش *** او چه داند جای آبِ روشنش؟! ای که اندر چشمۀ شور است جات *** تو چه دانی شطّ و جیحون و فرات؟! ای تو نارَسته از این فانی رِباط *** تو چه دانی صَحو و سُکر و اِنبساط ور بدانی، نَقلَت از أبّ و جَد است *** پیشِ تو این نامها چون أبجَد است أبجَد و هَوَّز چه فاش است و پدید *** بر همه طفلان و معنی بس بَعید ----------
پس سَبو برداشت آن مردِ عرب *** در سفر شد، میکِشیدش روز و شب بر سَبو لرزان بُد از آفاتِ دهر *** هم کِشیدش از بیابان تا به شهر زنْ مُصَلّیٰ باز کرده از نیاز *** «رَبِّ سَلِّمْ» وِرد کرده در نماز1 که: «نگهدار آبِ ما را از خَسان *** یا رَبّ این گوهر بِدان دریا رِسان گرچه شویَم آگَه است و پُر فن است *** لیک گوهر را هزاران دشمن است خود چه باشد گوهر؟ آبِ کوثر است *** قطرهای زآن آب کَاصلِ گوهر است» از دعاهای زن و زاریِّ او *** وز غمِ مرد و گرانباریِّ او سالم از دزدان و از آسیبِ سنگ *** بُرد تا دارُالخِلافه بیدرنگ دید درگاهی پُر از اِنعامها *** اهلِ حاجت گستریده دامها دم به دم هر سویْ صاحبحاجتی *** یافته ز آن دَر، عطا و خلعتی بهرِ گَبر و مؤمن و زیبا و زشت *** همچو خورشید و مَطَر، بَل چون بهشت دید قومی در نظر آراسته *** قوم دیگر منتظِر برخاسته خاص و عامه، از سلیمان تا به مور *** زنده گشته چون جهان از نَفخِ صور اهلِ صورت زآن جواهر یافته *** اهلِ معنا بَحرِ نادر یافته2 آن که بیهمّت، چه با همّت شده *** وآن که با همّت، چه با نعمت شده - رَبِّ سَلِّم: پروردگارا حفظ کن.
- نسخۀ قونیه: بَحرِ معنا یافته.
