
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
214تو مکُن با غیرِ من این لطف و جود» *** این، حسد را مانَد؛ امّا آن نبود نکتۀ ﴿لا ينبَغي﴾ میخوان به جان *** سِرِّ ﴿مِن بَعدي﴾ ز بخلِ او مدان1 بلکه اندر مُلکْ دید او صد خطر *** مو به مو مُلکِ جهان بُد بیمِ سَر بیمِ سَر یا بیمِ سِرّ یا بیمِ دین *** امتحانی نیست ما را مثلِ این پس سلیمان همّتی باید که او *** بگذرد زین صد هزاران رنگ و بو با چنان قوّت که او را بود هم *** موجِ آن مُلکَش فرو میبست دم 🔹 خوان که: ﴿ألقَينا عَليٰ كرسِيهِ﴾ *** چون بمانْد از تخت و مُلکِ خود تُهی؟!2 چون بر او بنشست زین اندوهْ گَرد *** بر همه شاهانِ عالَم رحم کرد شد شفیع و گفت: «این مُلک و لِوا *** با کمالی دِه که دادی مَر مَرا هر که را بِدْهیّ و بُکْنی آن کَرَم *** او سلیمان است و آن کس هم منم او نباشد ﴿بَعدي﴾ او باشد مَعی *** خودْ مَعی چه بْوَد؟ منم بیمُدّعی»3 شرحِ این، فرض است گفتن، لیک من *** باز میگردم به قصهیْ مرد و زن مَخلَصِ ماجرای عرب و جفتِ او در فقر و شکایت
ماجرای مرد و زن را مَخلَصی *** باز میجویَد درونِ مُخلِصی ماجرای مرد و زن افتاد نَقل *** این مثالِ نفْسِ خود میدان و عقل این زن و مردی که نفْس است و خِرَد *** نیک پابستهست بهرِ نیک و بد4 وین دو پا بسته در این خاکیسرا *** روز و شب در جنگ و اندر ماجرا زن همی خواهد حَویجِ خانِقاه *** یعنی آبِ رو و نان و خوان و جاه نفْسْ همچون زنْ پیِ چارهگری *** گاه خاکی گاه جویَد سَروَری عقلْ خود زین فکرها آگاه نیست *** در دِماغش جز غمِ اَللٰه نیست گرچه سرِّ قصّه این دانَهست و دام *** صورتِ قصّه شنو اکنون تمام گر بیانِ معنوی کامل شدی *** خَلقِ عالَمْ عاطل و باطل شدی - ﴿لا ينبغي﴾: سزاوار نباشد. ﴿من بعدي﴾: پس از من.
- سوره ص آیه 34؛ ﴿و ما هرآینه سلیمان را آزمودیم و جسدی بر تخت او افکندیم...﴾
- ﴿بَعدي﴾: پس از من. مَعی: با من (باطناً همراه من است).
- نسخۀ قونیه: نیک بایستهست.
