اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

212
  • موج‌های صلح بر هم می‌زنند***کینه‌ها از سینه‌ها بر‌می‌کَنند
  • موج‌های جنگ بر شکلِ دگر***مِهرها را می‌کُند زیر و زبر
  • مِهر، تَلخان را به شیرین می‌کِشد***ز‌آنکه اصلِ مِهرها باشد رَشَد
  • قَهر، شیرین را به تلخی می‌بَرد***تلخ با شیرین کجا اندر خورَد؟!
  • تلخ و شیرین زین نظر ناید پدید***از دریچه‌یْ عاقبت تانند دید
  • چشمِ آخِربین توانَد دید راست***چشمِ آخوربین غُرور است و خطاست‌
  • ای بسا شیرین که چون شکّر بوَد***لیک زهر اندر شکَرْ مُضمَر بوَد
  • 🔹 آن که زیرک‌تر بوَد، بشناسَدش***چون‌که دید از دورش اندر کشمَکَش
  • و‌آن دگر بشناسدش چون بو کند***و‌آن دگر چون بر لب و دندان زند‌
  • 🔹 و‌آن دگر در پیشِ رو بویی بَرَد***و‌آن دگر چون دست بنْهد، کرد رَدّ
  • پس لبش ردّش کند پیش از گلو***گرچه نعره می‌زند شیطان: «کُلوا!»1
  • و‌آن دگر را در گلو پیدا کند***و‌آن دگر را در بدن رسوا کند
  • و‌آن دگر را در حَدَث سوزِش دهد***خرجِ آن از دخلْ آموزش دهد2
  • و‌آن دگر را بعدِ أیّام و شُهور***و‌آن دگر را بعدِ مرگ از قعرِ گور
  • و‌ر دهندش مهلت اندر قعرِ گور***لابُد آن پیدا شود یومَ النُّشور
  • هر نبات و شکّری را در جهان***مهلتی پیداست از دورِ زمان‌
  • سال‌ها باید که تا از آفتاب***لعل یابد رنگ و رَخشاییّ و تاب‌
  • 🔹 پنج سال و هفت باید تا درخت***یابد از میوه رسایی فرّ و بخت
  • باز تَرّه در دو ماه اندر رسد***باز تا سالی گُلِ أحمَر رسد
  • بهر این فرمود حقْ عَزَّ وَ جَل***سورةَ الأنعامِ در ذکرِ أجَل‌
  • این شنیدی مو به مویت گوش باد***آبِ حیوان است، خوردی نوش باد
  • آبِ حیوان خوان، مخوان این را سخن***جانِ نو بین در تنِ حرفِ کهن‌
  • نکتۀ دیگر تو بشنو ای رفیق***همچو جانْ او سخت پیدا و رقیق3‌
  • در مقامی هست این هم زهرِ مار***از تصاریفِ خدایی، خوشگوار
  • در مقامی زهر و در جایی دوا***در مقامی کفر و در جایی روا
    1. «کُلوا»: «بخورید».
    2. نسخۀ قونیه: 
      ...*** ذوقِ آن زخمِ جگر دوزش دهد.
    3. نسخۀ قونیه: دقیق.
/ 320