
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
212موجهای صلح بر هم میزنند *** کینهها از سینهها برمیکَنند موجهای جنگ بر شکلِ دگر *** مِهرها را میکُند زیر و زبر مِهر، تَلخان را به شیرین میکِشد *** زآنکه اصلِ مِهرها باشد رَشَد قَهر، شیرین را به تلخی میبَرد *** تلخ با شیرین کجا اندر خورَد؟! تلخ و شیرین زین نظر ناید پدید *** از دریچهیْ عاقبت تانند دید چشمِ آخِربین توانَد دید راست *** چشمِ آخوربین غُرور است و خطاست ای بسا شیرین که چون شکّر بوَد *** لیک زهر اندر شکَرْ مُضمَر بوَد 🔹 آن که زیرکتر بوَد، بشناسَدش *** چونکه دید از دورش اندر کشمَکَش وآن دگر بشناسدش چون بو کند *** وآن دگر چون بر لب و دندان زند 🔹 وآن دگر در پیشِ رو بویی بَرَد *** وآن دگر چون دست بنْهد، کرد رَدّ پس لبش ردّش کند پیش از گلو *** گرچه نعره میزند شیطان: «کُلوا!»1 وآن دگر را در گلو پیدا کند *** وآن دگر را در بدن رسوا کند وآن دگر را در حَدَث سوزِش دهد *** خرجِ آن از دخلْ آموزش دهد2 وآن دگر را بعدِ أیّام و شُهور *** وآن دگر را بعدِ مرگ از قعرِ گور ور دهندش مهلت اندر قعرِ گور *** لابُد آن پیدا شود یومَ النُّشور هر نبات و شکّری را در جهان *** مهلتی پیداست از دورِ زمان سالها باید که تا از آفتاب *** لعل یابد رنگ و رَخشاییّ و تاب 🔹 پنج سال و هفت باید تا درخت *** یابد از میوه رسایی فرّ و بخت باز تَرّه در دو ماه اندر رسد *** باز تا سالی گُلِ أحمَر رسد بهر این فرمود حقْ عَزَّ وَ جَل *** سورةَ الأنعامِ در ذکرِ أجَل این شنیدی مو به مویت گوش باد *** آبِ حیوان است، خوردی نوش باد آبِ حیوان خوان، مخوان این را سخن *** جانِ نو بین در تنِ حرفِ کهن نکتۀ دیگر تو بشنو ای رفیق *** همچو جانْ او سخت پیدا و رقیق3 در مقامی هست این هم زهرِ مار *** از تصاریفِ خدایی، خوشگوار در مقامی زهر و در جایی دوا *** در مقامی کفر و در جایی روا - «کُلوا»: «بخورید».
- نسخۀ قونیه:
... *** ذوقِ آن زخمِ جگر دوزش دهد. - نسخۀ قونیه: دقیق.
