اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

210
  • شد سیَه، روزِ سوُم روی همه***حکمِ صالحْ راست شد بی‌مَلحَمه‌
  • چون همه در نا امیدی سَر زدند***همچو اُشتُر در دو زانو آمدند
  • در نُبی آورد جبریلِ امین***شرحِ این زانو زدن را ﴿جاثِمين﴾‌
  • زانو آن دم زن که تعلیمت کنند***وز چنین زانو زدن بیمَت کنند
  • منتظر گشتند زخمِ قهر را***قهر آمد، نیست کرد آن شهر را
  • صالح از خلوت به‌سوی شهر رفت***شهر دید اندر میانِ دود و تَفت‌
  • ناله از اجزای ایشان می‌شنید***نوحه‌ پیدا، نوحه‌گویان ناپدید
  • زُ‌استخوان‌هاشان شنید او ناله‌ها***اشکِ خون از جانِشان چون ژاله‌ها
  • صالح آن بشنید و ناله ساز کرد***نوحه بر نوحه‌گران آغاز کرد
  • 🔹 گریه چون از حد گذشت و های های***گریه‌های جان‌فَزای دلربای1
  • گفت: «ای قومِ به باطل زیسته***وز شما من پیشِ حق بگْریسته‌
  • حق بگفته: ”صبر کن بر جوْرشان***پندشان دِه، بس نمانْد از دورشان!“‌
  • من بگفته پند و شد بند از جفا***شیرِ پند از مِهر جوشد وز صفا
  • بس که کردید از جفا بر جایِ من***شیرِ پند افسُرْد در رگ‌های من‌
  • حق مرا گفته: ”تو را لطفی دهم***بر سرِ آن زخم‌ها مَرهم نَهم“‌
  • صاف کرده حقْ دلم را چون سَما***روفته از خاطرم جورِ شما
  • در نصیحتْ من شده بارِ دگر***گفته امثال و سخن‌ها چون شکر
  • شیرِ تازه از شِکر انگیخته***شیر و شهدی با سخن آمیخته‌
  • در شما چون زهر گشته این سخُن***ز‌آنکه زَهرستان بُدید از بیخ و بُن‌
  • چون شوَم غمگین؟! که غم شد سرنگون***غم شما بودید ای قومِ حَرون‌
  • هیچ‌کس بر مرگِ غمْ نوحه کند؟!***ریشِ سَر چون شد، کسی مو بر‌کَنَد؟!»2
  • رو به خود کرد و بگفت: «ای نوحه‌گر***نوحه‌ات را می‌نَیرز‌َند این نفر
  • کژ مخوان ای راست خواننده‌یْ مُبین»***«کَیفَ آسیٰ خَلفَ قَومٍ کافِرین»3
  • باز اندر چشمِ دلْ او گریه یافت***رحمتِ بی‌علّتی بر وی بتافت4‌
    1. در نسخی که این بیت آمده جای این بیت دو بیت بالاتر بوده امّا از آنجا که وصف «جان‌فزای دلربا» ظاهرا تناسبی با گریۀ قوم صالح علیه السلام ندارد بلکه مناسب گریۀ حضرت صالح علیه السلام است؛ بنابراین جابجا شد.
    2. ریشِ سر: زخمِ سر (کچلی).
    3.  سوره الأعراف آیه 93؛ ﴿... و شما را نصیحت نمودم پس بااین‌وجود چگونه بر قومی کافر غمگین گردم؟!﴾
    4. نسخۀ قونیه: چشم و دل.
/ 320