
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
209🔹 روحِ صالح بر مثالِ اُشتریست *** نفسِ گُمره مر وِرا چون پیبُریست روحْ همچون صالح و، تنْ ناقه است *** روحْ اندر وصل و، تنْ در فاقه است روحِ صالحْ قابلِ آفات نیست *** زخمْ بر ناقه بوَد، بر ذات نیست روحِ صالحْ قابلِ آزار نیست *** نورِ یزدانْ سُغبۀ کفّار نیست حق از آن پیوست با جسمی نهان *** تاش آزارند و بینند امتحان بیخبر کآزارِ این، آزارِ اوست *** آبِ این خُمْ متّصل با آبِ جوست زآن تعلّق کرد با جسمش إلٰه *** تا که گردد جمله عالَم را پناه 🔹 کس نیابد بر دلِ ایشان ظَفَر *** بر صدف آید ضرر، نی بر گُهر ناقۀ جسمِ ولیّ را بنده باش *** تا شَوی با روحِ صالح خواجهتاش ----------
گفت صالح: «چونکه کردید این حسد *** بعدِ سه روز از خدا نِقمت رسد بعدِ سه روزِ دگر از جانسِتان *** آفتی آید که دارد سه نشان رنگِ روی جملهتان گردد دِگر *** رنگ رنگِ مختلف اندر نظر روزِ اوّل، رویِتان چون زعفران *** در دوُم، رو سرخْ همچون ارغوان در سوُم، گردد همه روها سیاه *** بعد از آن، اندر رسد قَهر إلٰه گر نشان خواهید از من زین وَعید *** کرّۀ ناقه بهسوی کُه دوید 🔹 کُرّۀ ناقه بهسوی کُه دَوان *** شد چنانکه باد در وقتِ خزان1 گر توانیدش گرفتن، چاره هست *** ور نه خود مرغِ امید از دام جَست» چون شنیدند این از او، جمله به تَگ *** در پیِ اُشتُر دویدندی چو سگ کس نتانست اندر آن کرّه رسید *** رفت و در کُهْسارها شد ناپدید همچو روحِ پاکْ کاو از ننگِ تن *** میگریزد جانبِ رَبُّ الْمِنَن گفت: «دیدید این قضا مُبرَم شدهست *** صورتِ امّید را گردن زدهست» کرّۀ ناقه چه باشد؟ خاطرش *** که بهجا آرید زِاحسان و بِرَش گر بهجا آید دلش، رَستید از آن *** ور نه نومیدید و ساعدها گَزان چون شنیدند آن وَعیدِ مُنکَدِر *** چشم بنْهادند آن را مُنتظِر روزِ اوّل، روی خود دیدند زرد *** میزدند از نا امیدیْ آهِ سرد سرخ شد روی همه، روزِ دوُم *** نوبتِ امّید و توبه گشت گُم - الحاقی از طبع کلاله خاور.
