اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

209
  • 🔹 روحِ صالح بر مثالِ اُشتری‌ست***نفسِ گُمره مر وِرا چون پی‌بُری‌ست
  • روحْ همچون صالح و، تنْ ناقه است***روحْ اندر وصل و، تنْ در فاقه است‌
  • روحِ صالحْ قابلِ آفات نیست***زخمْ بر ناقه بوَد، بر ذات نیست
  • روحِ صالحْ قابلِ آزار نیست***نورِ یزدانْ سُغبۀ کفّار نیست
  • حق از آن پیوست با جسمی نهان***تاش آزارند و بینند امتحان
  • بی‌خبر کآزارِ این، آزارِ اوست***آبِ این خُمْ متّصل با آبِ جوست
  • زآن تعلّق کرد با جسمش إلٰه***تا که گردد جمله عالَم را پناه
  • 🔹 کس نیابد بر دلِ ایشان ظَفَر***بر صدف آید ضرر، نی بر گُهر
  • ناقۀ جسمِ ولیّ را بنده باش***تا شَوی با روحِ صالح خواجه‌تاش‌
  • ----------

  • گفت صالح: «چون‌که کردید این حسد***بعدِ سه روز از خدا نِقمت رسد
  • بعدِ سه روزِ دگر از جان‌سِتان***آفتی آید که دارد سه نشان‌
  • رنگِ روی جمله‌تان گردد دِگر***رنگ رنگِ مختلف اندر نظر
  • روزِ اوّل، رویِتان چون زعفران***در دوُم، رو سرخْ همچون ارغوان‌
  • در سوُم، گردد همه روها سیاه***بعد از آن، اندر رسد قَهر إلٰه‌
  • گر نشان خواهید از من زین وَعید***کرّۀ ناقه به‌سوی کُه دوید
  • 🔹 کُرّۀ ناقه به‌سوی کُه دَوان***شد چنان‌که باد در وقتِ خزان‌1
  • گر توانیدش گرفتن، چاره هست***ور نه خود مرغِ امید از دام جَست»‌
  • چون شنیدند این از او، جمله به تَگ***در پیِ اُشتُر دویدندی چو سگ
  • کس نتانست اندر آن کرّه رسید***رفت و در کُهْسارها شد ناپدید
  • همچو روحِ پاکْ کاو از ننگِ تن***می‌گریزد جانبِ رَبُّ الْمِنَن
  • گفت: «دیدید این قضا مُبرَم شده‌ست***صورتِ امّید را گردن زده‌ست»‌
  • کرّۀ ناقه چه باشد؟ خاطرش***که به‌جا آرید زِ‌احسان و بِرَش‌
  • گر به‌جا آید دلش، رَستید از آن***ور ن‍ه نومیدید و ساعدها گَزان‌
  • چون شنیدند آن وَعیدِ مُنکَدِر***چشم بنْهادند آن را مُنتظِر
  • روزِ اوّل، روی خود دیدند زرد***می‌زدند از نا امیدیْ آهِ سرد
  • سرخ شد روی همه، روزِ دوُم***نوبتِ امّید و توبه گشت گُم‌
    1. الحاقی از طبع کلاله خاور.
/ 320