
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
206در نهانْ خاکیّ و موزون میشوم *** چون به موسیٰ میرسم، چون میشوم؟! رنگِ زرِّ قلبْ دَهتو میشود *** پیشِ آتشْ چون سیَهرو میشود؟! نی که قلب و قالبم در حکمِ اوست؟! *** لحظهای مغزم کُنَد، یک لحظه پوست لحظهای ماهم کند، یک دَم سیاه *** خود چه باشد غیر از این، کارِ إلٰه؟! سبز گردم چونکه گوید: ”کِشت باش“ *** زرد گردم چونکه گوید: ”زشت باش“» پیشِ چوگانهای حکمِ ”کُنْ فَکان“ *** میدَویم اندر مکان و لامکان چونکه بیرنگی اسیرِ رنگ شد *** موسِیای با موسِیای در جنگ شد چون به بیرنگی رسی کآن داشتی *** موسِی و فرعون دارند آشتی گر تو را آید بر این گفته سؤال *** رنگْ کی خالی بوَد از قیل و قال؟! ای عجب کاین رنگ از بیرنگ خاست *** رنگ با بیرنگ چون در جنگ خاست؟! اصلِ روغن زآبْ افزون میشود *** عاقبت با آبْ ضِد چون میشود؟! چونکه روغن را زِ آبْ اِسرِشتهاند *** آب با روغن چرا ضدّ گشتهاند؟! چون گُل از خار است و خار از گُل، چرا *** هر دو در جنگند و اندر ماجرا؟! یا نه جنگ است این، برای حکمت است *** همچو جنگِ خَرفروشانْ صنعت است یا نه این است و نه آن، حیرانی است *** گنج باید،گنج در ویرانی است1 آنچه تو گنجش توهّم میکنی *** زآن توهّمْ گنج را گُم میکنی چون عمارت دانْ تو وَهم و رایها *** گنج نبوَد در عمارت جایها در عمارتْ هستی و جنگی بوَد *** نیست را از هستها ننگی بوَد نی که هست از نیستی فریاد کرد *** بلکه نیست آن هست را وا داد کرد تو مگو که: «من گریزانم ز نیست» *** بلکه او از تو گریزان است، ایست! ظاهراً میخوانَدت او سوی خَود *** وز درونْ میرانَدت با چوبِ ردّ 🔹 قومی اندر آتشِ سوزانْ چو وَرد *** قومی اندر گُلْسِتان با رنج و درد نعلهای باژگونَهست ای سَلیم *** نفرتِ فرعون را دان از کَلیم - نسخۀ قونیه: گنج باید جست این ویرانی است.
