اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

202
  • مراعات‌کردن زنْ شوی را و استغفار‌نمودن از گفتۀ خویش‌

  • زن چو دید او را که تند و توسَن است***گشت گریان، گریه خودْ دامِ زن است‌
  • گفت: «از تو کی چنین پنداشتم؟!***از تو من امّیدِ دیگر داشتم»1‌
  • زن در‌آمد از طریقِ نیستی***گفت: «من خاکِ شمایم، نی سِتی‌
  • جسم و جان و هر چه هستمْ آنِ توست***حکم و فرمانْ جملگی فرمانِ توست‌
  • گر ز درویشی دلم از صبر جَست***بهر خویشم نیست آن، بهر تو است‌
  • تو مرا در دردها بودی دوا***من نمی‌خواهم که باشی بینوا
  • جانِ تو، کز بهر خویشم نیست این***از برای توست این بانگ و حَنین‌
  • خویشِ من وَ اللَه که بهر خویشِ تو***هر نفَس خواهد که میرد پیشِ تو
  • کاش جانَت  کِش روانِ من فِدی***از ضمیرِ جانِ من واقف شدی‌
  • چون تو با من این‌چنین بودی به ظنّ***هم ز جان بیزار گشتم هم ز تن‌
  • خاک را بر سیم و زر کردیم چون***تو چنینی با من، ای جان را سکون‌2‌
  • تو که در جان و دلم جا می‌کُنی***زین قَدَر از من تَبَرّا می‌کُنی؟!‌
  • تو تَبَرّا کن که هستت دستگاه***ای تَبَرّای تو را جانْ عذرخواه‌
  • یاد می‌کن آن زمانی را که من***چون صَنَم بودم، تو بودی چون شَمَن‌
  • بنده بر وِفقِ تو دل افروخته‌ست***هر چه گویی: ”پخت“ گوید: ”سوخته‌ست“
  • من سِپاناخِ تواَم هر چَه‌م پزی***یا تُرُش‌با یا که شیرین، می‌سِزی3‌
  • کفر گفتم، نَک به ایمان آمدم***پیشِ حُکمَت از سَر و جان آمدم‌
  • خویِ شاهانه‌یْ تو را نشناختم***پیشِ تو گستاخْ خود در‌باختم4‌
  • چون ز عفوِ تو چراغی ساختم***توبه کردم، اعتراض انداختم‌
  • می‌نَهَم پیشِ تو شمشیر و کفَن***می‌کِشم پیشِ تو گردن را، بزن‌
  • از فراقِ تلخ می‌گویی سُخُن***هر چه خواهی کن ولیکن این مکُن‌
  • در تو از من عذرخواهی هست سِرّ***با تو بی‌من، او شفیعی مُستمِرّ
    1. از تو کی چنین پنداشتم: چنین گمانی به تو نمی‌بردم و از تو چنین انتظاری نداشتم.
    2. ای مایۀ آرامش جان، اگر مرا رها کنی خاک بر سر سیم و زر دنیا.
    3. سِپاناخ: اسفناج.هرچَه‌م پزی: هرچه بخواهی از من بپزی. تُرُش‌با: آش ترش. می‌سِزی: سزا و درخور تو است (مختار هستی).
    4. نسخۀ قونیه: گستاخ خر درباختم.
/ 227