
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
199نصیحتِ مردْ زن را که: «در فقیران بهخواری منگر، و در کارِ حقْ به گمانِ کمال نگر، و طعنه مَزن در فقرِ فقیران و در فقرْ شُکر کن!»
گفت: «ای زن، تو زنی یا بوالْحَزَن؟! *** فقرْ فخر آمد، مرا طعنه مَزن1 مال و زرْ سَر را بوَد همچون کلاه *** کَلْ بوَد آن کَز کُلَه سازد پناه آن که زلف و جَعدِ رعنا باشدش *** چون کلاهش رفت، خوشتر آیدش مردِ حق باشد بهمانندِ بَصَر *** پس برهنه بِهْ که پوشیده نظر وقتِ عرضهکردنْ آن بردهفروش *** بَرکَند از بنده جامهیْ عیبپوش ور بوَد عیبی، برهنَهش کی کند؟! *** بل به جامه، خدعهای با وی کند گوید: ”این شرمنده است از نیک و بد *** از برهنهکردنْ او از تو رَمَد“ خواجه در عیب است غرقه تا به گوش *** خواجه را مال است و مالَش عیبپوش کَز طمعْ عیبش نبیند طامِعی *** گشت دلها را طمعها جامعی2 وَر گدا گوید سخنْ چون زَرِّ کان *** ره نیابد کالۀ او در دُکان کارِ درویشی ورای فهمِ توست *** سوی درویشان بِمَنگر سُست سُست 🔹 زآنکه درویشی ورای کارهاست *** دم به دم از حقْ مَر ایشان را عطاست بلکه درویشان ورای مُلک و مال *** روزیای دارند ژرف از ذوالجَلال حق تعالیٰ عادل است و عادلان *** کی کنند اِستَمگری با بیدلان؟! آن یکی را نعمت و کالا دهند *** وین دگر را بر سرِ آتش نهند آتشش سوزد که دارد این گمان *** بر خدای خالقِ هر دو جهان ”فَقرُ فَخری“ نَزْ گزاف است و مجاز *** صد هزاران عزِّ پنهان است و ناز3 از غضب بر من لقبها راندی *** مارخوی و مارگیرم خواندی گر بگیرم مار، دندانش کَنم *** تا کِش از سرکوفتن ایمن کُنَم زآنکه آن دندانْ عَدوی جانِ اوست *** من عَدو را میکُنم زین علمْ دوست - کشف الأسرار و عدّة الأبرار (میبدی)؛ رسول خدا صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم فرمود: «الفَقرُ فَخری.»
- طامع: شخص طمّاع. گشت دلها... : طمع است که افراد را به هم نزدیک میکند و جمع میکند.
- نسخۀ قونیه:
از گزاف است و مجاز؟ *** نه، هزاران.
