اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

198
  • چون قدم با شاه و با بَگ می‌زنی***چون مگس را در هوا رگ می‌زنی‌؟!
  • با سگان بر استخوان در چالشی***چون نیِ اِشکَم‌تُهی در نالِشی‌
  • سوی من مَنگر به خواری سُست سُست***تا نگویم آنچه در رگ‌های توست‌
  • عقلِ خود را از من افزون دیده‌ای؟!***تو منِ کم‌عقل را چون دیده‌ای؟!1‌
  • همچو گرگِ زشت اندر ما مَجِه***ای ز ننگِ عقلِ تو بی‌عقلْ بِه‌
  • چون‌که عقلِ تو عقیله‌یْ مردم است***آن نه عقل است آن که مار و کژدم است‌
  • خصمِ ظلم و مکرِ تو اَللٰه باد***دستِ مکرِ تو ز ما کوتاه باد2
  • هم تو ماری هم فسون‌گر، ای عجب***مارگیر و ماری ای ننگِ عرب‌
  • زاغ اگر زشتیِّ خود بشْناختی***همچو برف از درد و غم بُگداختی‌»
  • ----------

  • مردِ اَفسون‌گر بخوانَد چون عَدو***او فُسونْ بر مار و مارْ اَفسون بر او
  • گر نبودی دامِ او افسونِ مار***کی فُسونِ مار را گشتی شکار؟!
  • مردِ افسون‌گر ز حرص و کسب و کار***در‌نیابد آن زمانْ افسونِ مار
  • مار گوید: «ای فُسون‌گر، هین و هین***آنِ خود دیدی، فُسونِ من ببین‌
  • تو به نامِ حق فریبی مر مرا***تا کُنی رسوای شور و شَر مرا
  • نامِ حقّم بست، نی آن رایِ تو***نامِ حق را دام کردی، وایِ تو
  • نامِ حقْ بسْتانَد از تو دادِ من***من به نامِ حق سپردم جان و تن‌
  • تا به زخمِ من، رگِ جانت بُرَد***یا تو را چون من به زندانت بَرَد»3
  • ----------

  • زن از این‌گونه خشن‌گفتارها***خوانْد بر شویِ خودْ او طومارها4
  • 🔹 مردْ چون این طعنه‌ها از زن شِنُفت***مُستَمِع شو بعد از آن بین تا چه گفت
    1. تو خود را عاقل‌تر از من می‌دانی؟! قبول، ولی مرا چقدر کم‌عقل فرض کرده‌ای؟!
    2.  نسخۀ حسین چلبی: فضل و عقل تو ز ما کوتاه باد.
    3. نسخۀ قونیه: یا به زخم.
    4. نسخۀ قونیه: شوی جوان.
/ 315