
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
197میوهات باید که شیرینتر شود *** چون رَسَنْ تابان، نه واپستر روَد جفتِ مایی، جفتْ باید همصفت *** تا برآید کارها با مصلحت جفتْ باید بر مثالِ همدگر *** در دو جفتِ کفش و موزه درنِگر گر یکی کفش از دو، تنگ آمد به پا *** هر دو جفتش کار نآید مر تو را جفتِ در، یک خُرد و آن دیگر بزرگ؟! *** جفتِ شیرِ بیشه دیدی هیچ گرگ؟! راست نآید بر شترْ جفتِ جَوال *** آن یکی خالی و آن یک مال مال من رَوم سوی قناعتْ دلقوی *** تو چرا سوی شَناعت میروی؟!» مردِ قانع از سرِ اِخلاص و سوز *** زین نَسَق میگفت با زن تا به روز نصیحت کردنِ زن مر شوی را که: «سخن افزون از قَدْر و مقام خود مگو که ﴿لِمَ تَقولونَ ما لا تَفعَلونَ﴾ که این سخنها اگرچه راست است، امّا این مقامْ تو را نیست و سخنِ فوقِ مقامْ زیان آرَد.»1
زن بر او زد بانگ: «کِای ناموسِ کیش *** من فُسونِ تو نخواهم خورد بیش تُرَّهات از دَعوی و دعوت مجو *** رو سخن از کِبر و از نَخوَت مگو چند حرفِ طُمطُراق و کار و بار؟! *** کار و حال خود ببین و شرم دار 🔹 نَخوَت و دَعویّ و کِبر و تُرَّهات *** دور کن از دل که تا یابی نجات کِبرْ زشت و از گدایانْ زشتتر *** روزِ سرد و برف و آنگه جامه تَر؟! چند آخِر دَعوی و بادِ بُروت؟! *** ای تو را خانه چو بَیتُ الْعَنکبوت از قناعت کی تو جان افروختی؟! *** از قناعتها تو نام آموختی گفت پیغمبر: ”قناعت چیست؟ گنج“ *** گنج را تو وا نمیدانی ز رنج2 این قناعت نیست جز گنجِ روان *** تو مَزن لاف، ای غم و رنجِ روان! تو مخوانم ”جفت“ و کمتر زنْ بَغَل *** جفتِ انصافم، نیام جفتِ دَغَل - سوره الصف آیه 2؛ ﴿چرا میگویید آنچه را که بدان عمل نمیکنید؟!﴾
- مکاشفة القلوب (غزالی)، ص 369؛ «القناعةُ كَنزٌ لا يَفنىٰ؛ قناعت گنجی است پایانناپذیر.»
