اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مثنوی معنوی - دفتر اول

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

52٬160
جلد ها

دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نی‌نامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راه‌های انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیه‌السلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتی‌ها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحه‌های الهی بر سالکان. - هدایت‌نیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.

مثنوی معنوی - دفتر اول

194
  • قرصِ مَه را قرصِ نان پنداشته***دستْ سوی آسمان برداشته‌
  • ننگِ درویشان ز درویشیِّ ما***روزْ شب از روزی‌اندیشیِّ ما1
  • خویش و بیگانه شده از ما رَمان***بر مثالِ سامِری از مردمان‌
  • گر بخواهم از کسی یک مُشتْ نَسک***مر مرا گوید: ”خَمُش کن، مرگ و جَسک!“‌
  • مر عرب را فخرْ غَزو است و عطا***در عربْ ما همچو اندر خطْ خطا
  • 🔹 شب بخُفتم، روز باشد هیچ؟ نی‌***در درونْ جز سوز و پیچا پیچْ نی2
  • چه غَزا؟! ما بی‌غَزا خود کُشته‌ایم***ما به شمشیرِ عدمْ سرگشته‌ایم3
  • 🔹 چه خطا؟! ما بی‌خطا در آتشیم***چه نوا؟! ما درد و غم را مَفرَشیم
  • چه عطا؟! ما بر گدایی می‌تَنیم***مر مگس را در هوا رگ می‌زنیم‌
  • گر کسی مهمان رسد، گر من منم***شب بخُسبد، دَلقَش از تن بر‌کَنم»‌
  • 🔹 زین نَمَطْ زین ماجرا و گفت و گو***بُرد از حدْ عبارتْ پیشِ شو
  • 🔹 «کز عَنا و فقرْ ما گشتیم خوار***سوختیم از اضطراب و اضطرار
  • 🔹 تا به کی ما این‌چنین خواری کِشیم؟!***غرقه اندر بَحرِ ژرفِ آتشیم
  • 🔹 ناگه اَر روزی در‌آید میهمان***شرمساری‌ها بَریم از وی به جان
  • 🔹 لیک مهمان گر در‌آید بی‌ثبوت***دان که کفشِ میهمان سازیم قوت
  • بهر این گفتند دانایان به فن:***”میهمانِ مُحسِنان باید شدن‌“»
  • مغرور شدن مُریدانِ محتاج و تشبیه به مُدّعیان مُزَوِّر، و ایشان را شیخِ واصل پنداشتن، و نقد را از نَقل نادانستن و نیافتن‌

  • تو مُرید و میهمانِ آن کسی***کاو سِتانَد حاصلت را از خَسی‌
  • نیست چیره، چون تو را چیره کند؟!***نور نَدْهد، مر تو را تیره کند
  • چون وِرا نوری نبُد اندر قِران***نور کی یابند از وی دیگران‌؟!
  • همچو أعمَش کاو کند داروی چشم***چه کِشد در چشم‌ها إلّا که پشم؟!‌
    1. تصحیح‌شده بر‌اساس نسخه قونیه. میرخانی: روز و شب.
    2. الحاقی از نسخۀ ناسخه.
    3.  نسخۀ قونیه: ما به تیغِ فقر بی‌سر گشته‌ایم.
/ 7