
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
194قرصِ مَه را قرصِ نان پنداشته *** دستْ سوی آسمان برداشته ننگِ درویشان ز درویشیِّ ما *** روزْ شب از روزیاندیشیِّ ما1 خویش و بیگانه شده از ما رَمان *** بر مثالِ سامِری از مردمان گر بخواهم از کسی یک مُشتْ نَسک *** مر مرا گوید: ”خَمُش کن، مرگ و جَسک!“ مر عرب را فخرْ غَزو است و عطا *** در عربْ ما همچو اندر خطْ خطا 🔹 شب بخُفتم، روز باشد هیچ؟ نی *** در درونْ جز سوز و پیچا پیچْ نی2 چه غَزا؟! ما بیغَزا خود کُشتهایم *** ما به شمشیرِ عدمْ سرگشتهایم3 🔹 چه خطا؟! ما بیخطا در آتشیم *** چه نوا؟! ما درد و غم را مَفرَشیم چه عطا؟! ما بر گدایی میتَنیم *** مر مگس را در هوا رگ میزنیم گر کسی مهمان رسد، گر من منم *** شب بخُسبد، دَلقَش از تن برکَنم» 🔹 زین نَمَطْ زین ماجرا و گفت و گو *** بُرد از حدْ عبارتْ پیشِ شو 🔹 «کز عَنا و فقرْ ما گشتیم خوار *** سوختیم از اضطراب و اضطرار 🔹 تا به کی ما اینچنین خواری کِشیم؟! *** غرقه اندر بَحرِ ژرفِ آتشیم 🔹 ناگه اَر روزی درآید میهمان *** شرمساریها بَریم از وی به جان 🔹 لیک مهمان گر درآید بیثبوت *** دان که کفشِ میهمان سازیم قوت بهر این گفتند دانایان به فن: *** ”میهمانِ مُحسِنان باید شدن“» مغرور شدن مُریدانِ محتاج و تشبیه به مُدّعیان مُزَوِّر، و ایشان را شیخِ واصل پنداشتن، و نقد را از نَقل نادانستن و نیافتن
تو مُرید و میهمانِ آن کسی *** کاو سِتانَد حاصلت را از خَسی نیست چیره، چون تو را چیره کند؟! *** نور نَدْهد، مر تو را تیره کند چون وِرا نوری نبُد اندر قِران *** نور کی یابند از وی دیگران؟! همچو أعمَش کاو کند داروی چشم *** چه کِشد در چشمها إلّا که پشم؟! - تصحیحشده براساس نسخه قونیه. میرخانی: روز و شب.
- الحاقی از نسخۀ ناسخه.
- نسخۀ قونیه: ما به تیغِ فقر بیسر گشتهایم.
