
عنوان بصری ج 6
تدبیر در امور اجتماعی و حکومت
جلد ششم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیتاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» است که در محرم سال های 1422 و 1423 ایراد فرمودهاند و اینک همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصههای این کتاب شریف بوده که در نوع خود بینظیر است. مجلد ششم از این مجموعه، در موضوع تبیین «تدبیر در امور اجتماعی» و «مبانی حکومت اسلامی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم میشود. اهم مطالب مندرج در این مجلد عبارتند از: معنای عدم تدبیر عبد نسبت به خویش در کلام امام صادق علیه السّلام نقش نظم در عالم هستی و اهمیت آن در زندگی اجتماعی انسان تفاوت مکاتب الهی با مکاتب مادی در مسئله حکومت مکاتب الهی و نظام حکومتی اسلام، مبتنی بر توحید محوری و جلب خشنودی خداوند است هدف حکومت در اسلام اجرای احکام و در غیر اسلام منافع شخصی است از لازمه توحید محوری نگاه یکسان داشتن به همه انسانهاست. از مختصات حکومت اسلامی مرز عقیدتی به جای مرز جغرافیایی است رسیدن به جامعۀ عادلانه، رشد معنویت و ارزشهای اخلاقی مختصات شعارهای اسلامی است نظام تربیتی انسان از منظر اسلام هدف اصلی در نظام تربیتی اسلام، رسیدن به کمال انسانی است تسلیم در برابر مشیت الهی مقدمه رسیدن به کمالات انسانی است ضرورت و اهمیت مشورت در حکومت اسلامی وجوب التزام به تعهدات ابتدایی و ضمن العقدی و اهمیت آن تعهّد و تخصّص شرط واگذاری مسئولیت به افراد ضرورت توجبه به تأمین امنیّت اخلاقی و عدالت اجتماعی تربیت و تزکیه نفس، هدف مهم حکومت اسلامی اهمّیت خلوص نیّت در حکومت اسلام تبیین عالم تکوین و عالم تشریع و بیان رابطه میان آن دو وظیفه سالک اطاعت پذیری و عمل به تکلیف است إتقان و استحکام عمل در سیر و سلوک إلی اللَه لزوم توجه به نظم و تدبیر در امور شخصی عمل به تعهدات اخلاقی و شرعی مقدمه مسایل سلوکیه است وظایف فردی و اجتماعی سالک براساس نظام تکاملی و تربیتی عالم چگونگی مواجهه با مسائل اجتماعی درمکتب عرفان اهمّیت و آثار عمل به تعهّدات الهی و اخلاقی
عنوان بصری ج 6
87«اوّل مشرک بودم!» خب این کسی که الآن در مکّه هست که با تو فرقی نمیکند، پس چرا بهجای اینکه آن جنبۀ رحمت و عطوفت را در نظر بیاوری، با آن جنبۀ غضب، انتقام و قهر با او برخورد میکنی؟!
این فرق بین انقلاب پیغمبر با سایر انقلابها در روی زمین است! در انقلاب رسول خدا رحمت است، در انقلاب رسول خدا عطوفت است، در انقلاب رسول خدا ابوّت است؛ اُبوّتِ پدرانه: «أنا و علیٌّ أبَوا هذه الأُمّة!»1 أب، اُبوّت دارد، رحمت دارد، عطوفت دارد!
پیغمبر با چه انگیزهای دارد میرود مکّه را فتح کند؟ با انگیزۀ الهی! خدا میگوید: «ای پیغمبر، تو که الآن داری میروی مکّه را فتح کنی، پس این اسلام را برای چه کسی آوردهای؟ اگر اینها مسلمان نشوند پس چه کسی میخواهد مسلمان بشود؟!» این مکتب شد مکتب الهی!
در آن اوّل میگفتند: «میرویم، میزنیم، انتقام میگیریم، پدرشان را درمیآوریم، هر کاری هم دلمان خواست میکنیم! چون اینها ما را اذیّت کردند، چون ما را طرد کردند، چون ما را تبعید کردند، چون این تضییقات را آوردند و چون با ما این کارها را کردند، ما هم این کار را میکنیم؛ حالا وقتش است! نگاه به این اسبها بکنید، نگاه به این لشکر بکنید، حالا وقتش است!» امّا آنچه در ذهن پیغمبر میگذرد که این نیست، بلکه آنچه در ذهن پیغمبر میگذرد توحید است! او دارد آنجا را نگاه میکند که از آنجا چه دستوری میآید! آنجا دستور رحمت میآید، آنجا دستور عطوفت میآید، آنجا دستور همنوعی میآید، آنجا دستور حبّ به نوع و حبّ به هدایت میآید! وقتی اینطور دستور میآید، پیغمبر بهدنبال سعد بن عُباده میفرستند و میگویند: «یا علی، برو پرچم را از دستش بگیر!»
جلوۀ تامّ تفکّر الهی در امیرالمؤمنین علیه السّلام
سعد بن عُباده ـ به عکس سعد بن وقّاص ـ رئیس انصار و خیلی آدم خوبی
- عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٨٥.
