اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

35
  • دیگر بر اساس علوم ظاهریّه نیست و مدرکات و معارف آنها بر اساس علوم کتابی نیست، و از نقطه‌نظر اتّحاد با مجاری توحید افعالی و صفاتی و اسمائی پروردگار به مرحله‌ای رسیده‌اند که می‌توانند آن‌طورکه باید و شاید پروردگار را توصیف کنند؛ چون خودشان واجد هستند، نه‌اینکه صفتی را از روی کتاب برای خدا اثبات کنند.

  • این مسئله قبلاً عرض شده است و رفقا هم از این مسئله اطلاع دارند، فقط از باب مقدّمه بیان کردم که هیچ موجودی قابلیّت توصیف پروردگار را ندارد و نمی‌تواند واجد باشد جز از دریچۀ باطن افرادی که محو در توحید افعالی و صفاتی و اسمائی پروردگار هستند. اینها مخلَصین (به فتح لام) هستند؛ یعنی افرادی که از نقطه‌نظر اخلاص از عالم نفس گذشته‌اند و دیگر در مقام مجاهده و کسب کمالات نیستند و از این مرحله عبور کرده‌اند. فقط اینها قابلیّت توصیف پروردگار را بحقّ التوصیف دارند: ﴿سُبۡحٰنَ ٱللَهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبَادَ ٱللَهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ﴾. اینها افرادی هستند که متحقّق به معنای کلمۀ طیّبۀ لا إله إلّا الله می‌باشند.

  • حالا پیغمبر ما رو دست اینها زد و گفت: «الله أکبر؛ خدا از این هم بالاتر است!» اینکه می‌گوید: «الله أکبر»، یعنی «اللهُ أکبَرُ مِن أن یوصَف»؛ یعنی همین توصیفی که حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی، حضرت نوح و بقیّۀ انبیا و رسل به‌واسطۀ اینکه به مقام اخلاص رسیده‌اند، می‌توانند با این مقام، پروردگار را توصیف بکنند و آن اذکاری که آنها گفتند و آن بالاترین مقامی که آنها واجدند که همان تحقّق به حقیقت توحید است، من بالاتر از اینها هستم و به مقام الله اکبر رسیده‌ام! یعنی الله أکبر مِن أن یوصف هولاء من هولاء؛ الله اکبر از اینکه این پیغمبران وصف کنند، نه‌اینکه من و شما وصف کنیم، این که مسئله‌ای نیست، بلکه از آن وصفی که واصفون می‌کنند و آن وصفی که پروردگار متعال می‌گوید: ﴿سُبۡحٰنَ ٱللَهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾؛ «منزّه است از اینکه اینها بتوانند توصیف بکنند.» پیغمبر می‌گوید: من از توصیف این انبیایی که دارند توصیف می‌کنند هم بالاترم!