
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
32اینها مسائلی نیست که در ذهن عجیب بیاید! یکی از دوستان برای خود من تعریف میکرد و این قضیّهای است که برای من گفته است و من هم از باب ازدیاد اطمینان: ﴿وَلٰكِن لِّيَطۡمَئِنَّ قَلۡبِي﴾1 میگویم. من با یکی از دوستان به مسافرتی رفته بودم. شبی ما در یکی از ییلاقات طهران نشسته بودیم، آسمان خیلی صاف بود و هوای خوبی بود. ستارگان خیلی زیاد بودند. ما نشسته بودیم، یکمرتبه این دوستمان گفت: «فلانی!» گفتم: چیست؟ گفت: «میدانی الآن چه شد؟» گفتم: نه! او بعضی وقتها حرفهایی به ما میزد؛ بعضیهایش را میزد و بعضیهایش را نمیزد. این حرف از آنهایی بود که میگفت. او گفت: « این پروانهای که دیدی الآن آمد و رد شد (من هم این پروانه را دیدم که آمد و رد شد) دیدم این پروانه ذکرش صلوات بر محمد و آلمحمد است.» یعنی همینکه دارد حرکت میکند این ذکر را میگوید. بعد او گفت: «گنجشک را دیدم که ذکری دارد.» اما نگفت چه ذکری دارد، فقط این یکی را به ما گفت. میگفت: «قورباغه را دیدم که ذکر خاصّی دارد، ماهی را دیدم که چه ذکری دارد و...» خلاصه، میگفت: «تمام زمین و آسمان را دیدم که همه به ذکر خاصّی متناسب با خودشان مشغول بودند.» اینها مسائلی است که اتفاق افتاده است، نهاینکه اینها شوخی است.
وقتی که امام حسن از دفن امیرالمؤمنین علیهما السّلام برمیگردد، در صبح به آن خرابه میرسد و با آن مرد یهودی برخورد میکند. او به آن حضرت میگوید: «دو سه شب است که شخصی که برای من آب و نان و غذا میآورد، نیامده است!» وقتی از او سؤال میکنند، خصوصیّات آن شخص را میگوید: «یکی از خصوصیّاتش این بود که وقتی میآمد میدیدم تمام زمین و دیوار با او مشغول تسبیح است!» این را آن یهودی دارد بیان میکند!2
- . سوره بقره (2) آیه 260. معاد شناسی، ج 4، ص 256:
«ولی برای آرامش و سکون نفس خود تقاضا دارم.» - . روضة الشّهداء، کاشفی، ص 171.
- . سوره بقره (2) آیه 260. معاد شناسی، ج 4، ص 256:
