
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
215بر سر بگذارید. مرحوم آقا میگفتند که عمامۀ سفید یا زرد بگذارید یا آنهایی که سید هستند عمامۀ سبز بگذارند. البتّه برای سیدها هم عمامۀ سفید و زرد اشکال ندارد و حتی زرد مستحب هم هست.1 حالا با عِمامه و عبا و لباس سفید یک نماز بخوانید، بعد همۀ لباسهایتان را دربیاورید و با یک پیراهن و شلوار نماز بخوانید؛ تفاوتشان در حضور قلب را احساس میکنید. این بهخاطر همین لباس است که تأثیر میگذارد. عطر هم در انسان تأثیر میگذارد، چون بوی خوش، ملائکه را جلب میکند.
هر وقت احساس کردید که دارای انبساط و روحانیت هستید بدانید ملائکه در آنجا حضور دارند. وجود روحانیّت مساوی با وجود و حضور ملائکه است، بلکه معلول آن است. اما هرجا دیدید که در آنجا کدورت دارید و فضا کدورت دارد و ظلمانی است و یا هیئتی پیدا کردید که در آن هیئت حالتان خوش نیست، بدانید که ملائکه از آنجا رفتهاند و به جایشان شیاطین آمدهاند! انسان این تفاوت را احساس میکند.
انسان اگر روی زمین بنشیند و با رفیقش صحبت کند، یک طور حرف میزند؛ اما اگر روی مبل بنشیند یا پشت میزهای آنچنانی بنشیند و جلویش هم یک میز و صندلی باشد، آنوقت با کسی حرف بزند، در صحبت کردنش تفاوت دارد. یک ضبط بگذارید و دو حالت را ضبط کنید، آنوقت میفهمید که چه میخواهم عرض کنم. اینها بهخاطر این است که با تغییر و تبدّلات ظاهری اشیاء، عوامل مؤثّره در ملکوت آن اشیاء هم تغییر پیدا میکند. عالم تقسیم شده است بین ملائکه و بین شیاطین، بین ظلمت و بین نور، بین حیات و بین مردن و مردگی، بین انبساط و بین قبض؛ بنابراین اگر آن بیاید این بیرون میرود، و اگر این بیاید آن بیرون میرود، و هر دو با هم نمیتوانند در یک جا جمع بشوند و در یک جا بیایند.2
بنابراین حالاکه انسان میبیند اینطور است، پس چه بهتر است که خودش را
- . رجوع شود به مکارم الأخلاق، ص 104؛ دعائم الإسلام، ج 2، ص 154.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسی، ج 3، ص 134.
