
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
207داشتند و میدانستند که این شخص مثل خودشان است، فقط قدری بالاتر است؛ اما میدانستند که او دیگر امیرالمؤمنین نیست و مثل خودشان است، یعنی همینی که من الآن دارم میگوییم آنموقع هم به ذهن اصحاب خطور میکرد که آیا هرچه میگوید باید اطاعت کنیم؟ بهخاطر همین حضرت میفرمودند:
«أطیعوه ما أطاع الله!»1 تا وقتی که شما را امر به معصیت نکرده است باید از او اطاعت کنید!
اما اگر امر به معصیت کرد دیگر اطاعت کردن حرام است. در عبارت مشهوری از رسول خدا آمده است:
«لا طاعةَ لمخلوقٍ فی معصیةِ الخالقِ»؛2 طاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست.
یعنی حرام است انسان از شخصی که او را به گناه دعوت میکند و امر به معصیت میکند متابعت کند؛ پس حرام است که انسان کورکورانه به حرف شخص دیگری گوش بدهد و هرچه بگوید عمل کند؛ مثلاً بگوید برو، برود، بگوید بنشین، بنشیند، بگوید بزن، بزند؛ اگر گوش کند خداوند بیچارهاش میکند!
پس اینطور نیست که همینطوری چشممان را ببندیم و هر کاری که دلشان میخواهد بگویند و ما هم انجام بدهیم و بعد بگوییم که به ما چه مربوط است! نهخیر، آنچنان مو را از ماست بیرون میکشند که هیچ میکروسکوپ اتمی هم نمیتواند در تکتک ذرّات أعمال ما همچنین دقّتی بکند! دقیق بیرون میکشند و میگویند: تو که الآن داری میزنی و این را به دیار عدم میفرستی، اگر پسرت هم بود میزدی؟!
امیرالمؤمنین علیه السّلام همین مبنای عقلایی در اطاعت و حرمت اطاعت را بیان میکنند. حضرت بعد از اینکه دو طایفهای را بیان میکنند که انسان باید از آنها برحذر باشد، میفرمایند:
- . الجمل و النصرة، ص 420.
- . من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 381.
