
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
188در همۀ شئون و همۀ مراتب است؛ نهاینکه عدل برای برقراری حکومت اسلام است، یعنی اگریک وقت با عدل نتوانستیم حکومت اسلام برقرار کنیم، بخواهیم با ظلم برقرار بکنیم! یا اگر یک وقت با صدق نتوانستیم به حکومت برسیم، بخواهیم با دروغ برسیم! یا اگر یک وقت با بهاء و نورانیّت و شفافیّت نتوانستیم حکومت ایجاد کنیم، بخواهیم با مسائل دیگری که در همۀ دنیا رایج و دارج است به حکومت برسیم! دراینصورت آیا این حکومت اسلام میشود؟! آیا این حکومت امیرالمؤمنین میشود؟! ابداً! حکومت اسلام برای این است که صدق را ایجاد کند: ﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾؛1 «برایاینکه مردم به عدل قیام کنند.» پیغمبران برای این آمدند و حکومت ایجاد کردند که مردم به عدل قیام کنند؛ آنوقت مگر میشود خود پیغمبر برای رسیدن به حکومتش ظلم بکند؟! دراینصورت دیگر پیغمبر نیست، مثل اینهمه پیغمبرهای دروغین!
امام حسین علیه السّلام هنگامی که از مدینه حرکت کرد برایاینکه حکومت اسلامی ایجاد بکند، میفرماید:
«إنّی لم أخرُج أشِرًا و لا بطِرًا و لا مُفسدًا و لا ظالمًا، و إنّما خَرجت لطلبِ الاصلاحِ فی أُمَّةِ جدّی
صلَّی الله علَیه و آله، أُریدُ أن آمر بِالمعروف و انْهیٰ عن المنکر و أسیرُ بسیرةِ جدّی».2
این عین عبارت سیّدالشّهدا است! حضرت با صراحت دارد میفرماید:
«من نیامدم که خروج کنم و حکومت ایجاد کنم و امر و نهی کنم برایاینکه به زیادهطلبی برسم و در میان مردم ظلم کنم! بلکه خروج کردم و به قصد ایجاد حکومت از مدینه خارج شدم برایاینکه امت جدّم را اصلاح کنم!»
مردم از دین پیغمبر برگشتهاند و دارند به همدیگر دروغ میگویند، با هم حقهبازی میکنند، با هم نفاق میکنند، سر همدیگر کلاه میگذارند، از انسانیّت دور شدهاند، از
- . سوره حدید (57) آیه 25.
- . تسلیة المجالس، ج 2، ص 160؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 1، ص 273، با قدری اختلاف.
