
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
185خطور نکرد که از امیرالمؤمنین جدا بشود! استاندار مصر شود؟! این حرفها چیست؟! استاندار و حاکم شام؟! حاکم ایران؟! حاکم حجاز؟! حاکم یمن؟! این حرفها چیست؟! برای مالک یک لحظه جدا شدنش از امیرالمؤمنین با مرگ او مصادف بود! با مرگ و نابودی و اضمحلال او برابری میکرد! کجا مالک میخواست به مصر برود؟!
شما خیال میکنید سلمان میخواست به طرف مدائن حرکت کند؟! کجا میخواست؟! عُمَر سلمان را خواست و گفت: «میخواهم حکومت مدائن را به تو بدهم.» گفت: «چرا میخواهی حکومت مدائن را به من بدهی؟! برو به بقیه بده!» گفت: «مگر آنجا حاکم نمیخواهد؟» گفت: «اینقدر حاکم داری؛ یکی را بفرست! به من چه مربوط است؟!» گفت: «برو دیگر!» گفت: «من یک مولا دارم که آنجا نشسته است. کار من به دست اوست، نه به دست تو و نه به دست آن که قبل از تو بود و نه به دست آن که بعد از تو میآید. این نفری که اینجا هست اگر بگوید برو، میروم؛ اگر نگوید برو، مرا هزار بار تکهتکه هم بکنی از جایم تکان نمیخورم!» سلمان پیش امیرالمؤمنین آمد، حضرت فرمودند: «برو!»1
این حکومت سلمان، شاگرد امیرالمؤمنین علیه السّلام است! حکومتش را دیدیم که چه کرد، کارش را هم دیدیم، پروندهاش را هم دیدیم! و به قول امروزیها، پلان کارش را هم دیدیم! دیدیم که چه برنامهای داشت و چه قصد و غرضی داشت و در دلش چه میگذشت!2
اما در دنیا هم داریم حکومتها را میبینیم. بیایید در این کشورها تماشا کنید که در دنیا چه خبر است و چه اوضاعی در این دنیا است! چیزهایی در این دنیا میبینیم که به مخیّلۀ انسان هم خطور نمیکرد! اما در حکومت امیرالمؤمنین علیه السّلام مردم از رسیدن به حکومت فرار میکنند و میخواهند پیش امیرالمؤمنین باشند و نمیخواهند
- . الاحتجاج، ج 1، ص 130 ـ 132؛ الفضائل، ابنشاذان قمی، ص 86.
- . از جمله رجوع شود به شرح نهج البلاغة، ابنأبیالحدید، ج 18، ص 35.
