اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

158
  • اگر ائمه می‌خواستند در این دنیا عافیت‌طلب باشند، یزید همین امام حسین را کنار تخت خودش جا می‌داد؛ من این‌طرف می‌نشینم، تو هم آن‌طرف بنشین! با تو کاری نداریم! تو با من کاری نداشته باش، من هم تمام حکومت حجاز و عربستان و یمن را به تو می‌دهم، و می‌داد! چرا ندهد؟! از امام حسین چه کسی برای یزید می‌تواند بهتر باشد؟! پسر پیغمبر است و با هم می‌نشینند و می‌گویند و می‌خندند و حکومت را هم بین خودشان تقسیم می‌کنند! ولی امام حسین گفت: نه! اگر مرا تکّه‌تکّه هم کنید دست از آن مسیر و مرامم برنمی‌دارم! اگر مرا تکّه‌تکّه هم کنید دست از آن راه و روشم برنمی‌دارم! هر کاری می‌خواهید بکنید! گفتند: تو را می‌کشیم! حضرت فرمود: بکشید! گفتند: زن و بچه‌ات را اسیر می‌کنیم! حضرت فرمودند: اسیر کنید! گفتند: بچّه‌ات را این‌طور می‌کنیم! حضرت فرمود: بکنید!

  • عمر سعد شب عاشورا پیش امام حسین آمد و نصیحت کرد: یا ابن‌رسول‌الله، بلند شو بیا قضیّه را تمام کنیم! 

  • حضرت فرمودند: من در این دنیا ده‌ها سال عمر کردم برای هم‌چنین روزی! حالا تو آمده‌ای که به من بگویی بیایم با این سگ‌باز میمون‌باز قمارباز زنازاده بیعت کنم؟! (چون اصلاً یزید زنازاده بود و نسبش معلوم نیست چه بوده است!1) منِ پسر پیغمبر بخواهم با این سگ‌باز بیعت کنم؟!2 خجالت نمی‌کشی؟!

    1. إلزام النواصب، ص 169:«فی نَسَب یَزیدِ بنِ معاویة: قاتلِ الحسین بن علیّ بن أبی‌طالب علیهم السّلام:قد رَوَوا أنّ أُمَّه مَیسون بنتُ بَجدَلِ الکُلَبیّة، أمکَنَت عبدَ أبیها من نفسِها فحمَلَت بیزیدَ ـ لعنةُ الله علیه ـ و إلیٰ هذا المعنیٰ أشارَ النسّابةُ البَکریّ ـ من علماء السنّة ـ یقول:
      فَإن یَکُنِ الزّمانُ أتیٰ عَلَینا***بِقَتلِ التُّرکِ و المَوِت الوَحیّ
      فَقَد قَتَلَ الدَّعیُّ و عَبدُ کَلبٍ***بِأرضِ الطَّفِّ أولادَ النَّبیّ
      ... ومراده ب‍ «عبدِ کَلبٍ» یزیدُ بن معاویة ـ لعنه الله ـ لأنه مِن عَبدِ بَجدَلِ الکَلبیّ.»
    2. مروج الذهب، ج 3، ص 67.