اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

154
  • گفت: سلامٌ علیکم، کجا بودی؟ تا به‌حال ما موقعیّت دیگری داشتیم، از امروز جایمان را عوض کردیم!» بعد حضرت فرمودند: «یک چیز دیگر غیر از این بگویم: از اینها یک بچه به دنیا خواهد آمد که خنثی خواهد بود.» البتّه بعد که این بچه به دنیا آمد، او توبه کرد و حضرت هر دو را سر جای اوّلشان برگرداندند و دوباره درست شد.1

  • امام علیه السّلام می‌تواند این کار را بکند یا نکند؟ همین امامی که این کار را می‌کند، با معاویه صلح می‌کند و بعد همین رفیق امام، حضرت را شماتت می‌کند و دشنام می‌دهد: «یا مذلَّ المؤمنین! کاری کردی که ما مورد شماتت همه قرار بگیریم و آبروی ما جلوی همۀ لشگر معاویه برود!» به امام حسن می‌گوید: «یا مذلّ المؤمنین؛ ای کسی که مؤمنین را پست و ذلیل کردی و جلوی همه آبرویشان را بردی!»2 اما این امام همین‌طوری نگاه می‌کند! پس کار امام این است که مشیّت خدا را در این عالم طابقٌ‌النّعل‌بالنّعل جاری می‌کند بدون حتی یک سر سوزن این‌طرف و آن‌طرف.

  • خدمت رفقا عرض کردم: وقتی امام حسین علیه السّلام طفل شیرخوار خود را می‌آورد و به لشگر عرضه می‌دارد: «إن لم تَرحَمونی فَارحَموا هٰذا الرَّضیع! أفلا تَرونَ کَیفَ یَتَلَظّیٰ عَطَشًا؟!؛3 ”اگر به من رحم نمی‌کنید لااقل به این شیرخوار رحم کنید! [مگر نمی‌بینید که چگونه از شدّت تشنگی بی‌تابی می‌کند؟!]“» و بعد حرمله تیر می‌اندازد، امام اگر بخواهد دو سانت این تیر را این‌طرف و آن‌طرف می‌کند. می‌تواند یا نمی‌تواند؟! مثلاً یک باد بیاید. اما نمی‌خواهد، بلکه خود امام علیه السّلام دارد این تیر را هدایت می‌کند. سر ما از این قضیه سوت می‌کشد! ما این را نمی‌فهمیم که چطور خود امام علیه السّلام این کار را می‌کند. شما خیال می‌کنید امام علیه السّلام همین‌طوری دست‌بسته مثل دیوار، این حضرت علی‌اصغر را دستش گرفته بود که «یا 

    1. . مستفاد از: إثبات الهداة، ج 4، ص 30 و 31؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 236 ـ 238.
    2. الهدایة الکبری، ص 192؛ تحف العقول، ص 308.
    3. . مستفاد از: نفس المهموم، ص 319؛ الدمعة الساکبة، ص 335.