
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
151کسی قرض دارد از این چمدانش درمیآورد و میدهد! امتحان کنید! میگوید: آقاجان، شما دنبال امام زمان میگردید که چه کند؟ که قرض شما را بدهد؟ من میدهم! قرض، قرض است؛ پس دیگر فرقی نمیکند که حضرت بدهد یا من بدهم! و از این چمدانش درمیآورد و میدهد. حالا هرکسی هرچه قرض داشته باشد فرقی نمیکند؛ یکی میگوید بنده یک میلیون قرض دارم، یکی میگوید بیست میلیون قرض دارم، یکی میگوید یک میلیارد قرض دارم؛ او هم میگوید بیا بگیر! و درمیآورد و میدهد. پس با امام زمان چه فرقی کرد؟!
همچنین یک طبیب حاذقی هم میآید که خیلی وارد است و نسبت به همۀ ادویه هم آشنا است. به او میگوییم: آقا ما سردرد داریم! میگوید: بیا قرص بخور، خوب میشوی. میگوییم: قطع نخاع شدهایم! میگوید: من عمل میکنم، خوب میشوی! و واقعاً هم انجام میدهد. یا اینکه میگوید: فلان آمپول را بزن، خوب میشوی؛ یا فلان قرص را بخور و فلان کار را بکن، خوب میشوی.
اگر اینها بیایند و گرفتاریها و مسائل را برطرف بکنند و دیگر مشکل زیست و مشکل بقاء اجتماعی برای افراد باقی نماند، پس ما دیگر امام زمان را برای چه میخواهیم؟! پولمان را که داد، دارو هم که داد، مسئلۀ دیگری هم که نداریم و دیگر در رسیدن به امیال دنیوی و نفسانی هیچ چیزی کم نداریم؛ پس کارمان با امام زمان تمام شد! امام زمان هم میگوید: من دیگر برای شما نمیآیم! بهجای اینکه من بخواهم خودم را اذیّت کنم، یک نفر میآید و تمام مشکلات را حل میکند. آیا ما باید امام زمان را اینطوری و به این قِسم معرفی کنیم؟!
تنافی غرض ظهور حضرت بقیّةالله با اجابت توقعات سطحی و ظاهری مردم
اما اگر وقتی حضرت آمد، روز اول خدمت ایشان آمدیم و منبابمثال گفتیم: آقا مشکل خانوادگی داریم!
بعد دیدیم حضرت میگوید: بروید درست رفتار کنید!
ـ آقا ما قرض داریم!
ـ میخواستید زیادهروی نکنید! چه کسی گفت که زیادهروی کنید؟! زیادهروی
