اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

136
  • اینجاست که واقعاً من می‌فهمم که مرحوم پدرم در زمان حیاتشان در چه افکاری بودند. ایشان داشتند یکی از نزدیکان و اقوامشان را نصیحت می‌کردند و می‌گفتند: «فلانی، من مثل پدرت نیستم که به تو بگویم بیا طلبه شو به‌خاطر اینکه نان ِ آسان به‌دست بیاوری!» طرز فکر را فهمیدید؟ شخصی هم هست که می‌گوید: «بیا طلبه شو به‌خاطر اینکه نیاز به زحمت نداشته باشی!» طلبه‌های فعلی که بیشتر از بقیّه دارند زحمت می‌کشند! بله، آن کیفیتی که آن شخص زندگی می‌کرد همان‌طور بود؛ چون سر جایش می‌نشست و از صبح تا شب همین‌طور قل‌قل قلیان می‌کشید و بعد از پهنای در منزلش وجوهات می‌آمد، چون از آقای فلان و فلان و فلان وکالت دستش بود! بله، این قِسم آخوندی و این قسم روحانیت، نان آسان به شکم بردن است! و کسی که این قسم نان به شکم ببرد ارج و مقام او همان چیزی است که از شکمش خارج می‌شود!1

  • ولی مرحوم آقا می‌گفتند:

  • من مثل فلانی نیستم که این‌طوری به تو نصیحت کنم! من می‌گویم که وقتی می‌خواهی طلبه شوی باید فقط خدا را جلویت بگذاری، باید فقط امام صادق را جلویت بگذاری؛ تمام شد! من این هستم؛ اگر می‌خواهی بیا و اگر نمی‌خواهی نیا! اگر نمی‌توانی نیا! اما اگر بیایی، در رفتنت حساب است، در صحبت کردنت حساب است، در نشستنت حساب است، در معاشرتت حساب است، در صحبت کردن با زن و بچه‌ات حساب است، در حرف زدن با قوم و خویش‌ها حساب است؛ در همۀ اینها حساب است و باید حق را در نظر بگیری و دیگر دور روابط را خط بکشی! باید فقط خدا را در نظر بگیری؛ هرجا خدا بود پایت را بگذار و هرجا نبود نگذار! این دو روز دنیا کی به آدم مجال می‌دهد که بخواهد به راه‌های دیگر برود؟!

  • ببینید دو قِسم عالِم هست؛ یک قسم عالم این‌طور برای ورود در حوزۀ علم و 

    1. جامع الأخبار، شعیری، ص 179:
      «قال النَّبیُّ صلّی الله علَیه و آله: ”مَن کان هِمَّتُهُ ما یَدخُلُ بَطنَهُ کان قیمَتُهُ ما یَخرُجُ مِن بَطنِه.“»‌