
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
134من برای چه این مطالب را گفتم؟ شصت سال دارد نماز میخواند، ولی هنوز نمیداند چطور دارد نماز میخواند!
فقهی که باید مستند بر هدایت ولیّ باشد این است! این همانی است که امام سجاد میفرماید: «فَاطلُبْ لِنفسک دلیلًا!» دنبال ولیّ برو؛ او است که به تو میگوید که چطور نماز بخوانی! وإلاّ اهلتسنّن هم نماز میخوانند؛ نماز مغرب ما سه رکعت است و نماز مغرب آنها هم سه رکعت است و شش رکعت نیست؛ نماز عشاء ما چهار رکعت است و آنها هم چهار رکعت میخوانند. هر دو نماز میخوانیم؛ ولی در چگونگی نماز نیاز به دستگیری داریم که چگونه نماز بخوانیم و چگونه انفاق بکنیم، نه در کمّیت آنها.
یک روز آقای حداد فرمودند: «وقتی که داری انفاق میکنی به چه نیتی انفاق میکنی؟»
گفتم: دارم به فقیر پول میدهم.
فرمودند: «نه، باید به این نیت باشد که او دارد به فقیر پول میدهد، نه تو! تو پول نمیدهی، او دارد میدهد!»
شما راجع به همین یک کلمۀ انفاق فکر کنید! حالا بروید این را از دیگران بپرسید تا ببینید چه میگویند! فقط میگویند که انفاق است و ثواب دارد؛ تمام شد!
عارفی که توحید برایش منکشف شده است همان حکم سه رکعت نماز را میدهد؛ ولی بین سه رکعت نماز او و بین سه رکعت نماز دیگران خیلی فرق است! او وقتی که نماز میخواند اگر به صورتش نگاه کنیم میبینیم که اصلاً در اینجا نیست؛ اما وقتی دیگران نماز میخوانند فقط به فکر این هستند که عبایشان را تمیز کنند، چون دوربین دارد عکس میگیرد! هر دو نماز میخوانند، هر دو به احکام عمل میکنند، هر دو سجده میروند، هر دو رکوع میکنند و هر دو تشهد انجام میدهند؛ اما او تشهد را برای ما طور دیگری معنا میکند و بقیه طور دیگری معنا میکنند، او سجود را طوری معنا میکند و بقیه سجود را طور دیگری معنا میکنند. نتیجهاش این میشود که بعد از گذشت سالها میبینیم و میفهمیم که او که بوده و چه شده است
