اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

118
  • تنها مکتبی که در دنیا مکتب زنده و با نشاط و با روح و با حقیقت و واقعیّت و پویا است، مکتب شیعه است؛ چون این مکتب قائل به وجود یک صاحب ولایت و صاحب‌اختیار بالاتر از خودش است.1

  • مکاتب در اینجا زیاد هستند؛ حالا صرف نظر از یهودی و نصاری، اهل‌تسنّن هم قائل به وجود امام زمان هستند، منتها نه در زمان فعلی. اهل‌تسنّن قائل به ظهور یک‌چنین فردی هستند در وقتی که اراده و مشیت خدا تعلق بگیرد. روایاتی که اهل‌تسنّن در کتب خودشان راجع به امام زمان علیه السّلام آورده‌اند2 اگر از روایاتی که ما در کتب شیعه داریم بیشتر نباشد، کمتر نیست؛ منتها آنها می‌گویند: «در آن‌وقتی که ارادۀ خدا تعلق می‌گیرد حضرت به دنیا خواهد آمد.»3 فقط در این مسئله با ما اختلاف دارند، ولی در اغلب کتب اهل‌تسنّن هست و همۀ آنها ق

  • ائل هستند که از نسل پیغمبر و رسول خدا فرزندی به نام مهدی ظهور خواهد کرد که دنیا را پر از عدل می‌کند. این در اغلب کتب آنها موجود است، منتها می‌گویند که متولد خواهد شد و الآن هنوز متولد نشده است.

    1. . رجوع شود به امام شناسی، ج 18، ص 302؛ مهرتابان، ص 74 ـ 76؛ مطلع انوار، ج 2، ص 241.
    2. مسند أحمد، ج 1، ص 398 و 406؛ ج 5، ص 87 ـ 108؛ سنن أبی‌داود، ج 2، ص 309؛ صحیح مسلم، ج 6، ص 3 و 4؛ سنن الترمذی، ج 3، ص 340؛ المستدرک، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 617 و 618؛ ج 4، ص 501؛ فتح الباری، ج 13، ص 181 و 183؛ عمدة القاری، ج 16، ص 74؛ مسند أبی‌داود الطیالسی، ص 105 ـ 180؛ مسند ابن‌الجعد، ص 390؛ الآحاد و المثانی، ج 3، ص 127؛ السنة، ص 518؛ مسند أبی‌یعلی، ج 8، ص 444؛ ج 9، ص 222؛ ج 13، ص 457؛ صحیح ابن‌حبان، ج 15، ص 43 ـ 46؛ المعجم الکبیر، ج 2، ص 196 ـ 255؛ ج 10، ص 158؛ الاستیعاب، ج 2، ص 656؛ مجمع الزوائد، ج 5، ص 190؛ تحفة الأحوذی، ج 6، ص 394؛ أضواء علَی السنة المحمدیة، ص 234.
    3. المناظرات بین فقهاء السنّة و فقهاء الشیعة، ص 108، تعلیقه؛ الفصول المختارة، ص 324؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 82؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 1173؛ أعیان الشیعة، ج 2، ص 49؛ آداب عصر الغیبة، ص 8.