
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
117امامت امیرالمؤمنین زنده و مرده ندارد! این بدن است که میافتد. امیرالمؤمنین علیه السّلام در ساعات آخر فرمود: «کنتُ جارًا جاوَرَکم بدَنی أیّامًا؛1 بندگان خدا، بدنم با شما بود، من که با شما نبودم!» شما به من نگاه میکردید، ولی به بدن من نگاه میکردید! آنهایی که به من نگاه میکردند، یکی میثم بود، یکی حبیب بود، یکی رُشَید بود، یکی عمّار بود، یکی اویس بود، یکی سلمان بود؛ اینها بودند که به من نگاه میکردند؛ ولی شما همه به بدن من نگاه میکردید و خیال میکردید که دارید به علی نگاه میکنید: «جاورکم بدنی؛ بدنم با شما بود، من که نبودم!» آنهایی که به من نگاه میکردند، به ولایت من و به نفس قدسی و ملکوتی من نگاه میکردند، و آن هم زنده و مرده ندارد. عزرائیل هم که آمد، آن را نگرفت، بلکه کار عزرائیل فقط این بود که بین شما و بین بدن من فاصله انداخت. عزرائیل کجا میتواند به من دست پیدا بکند؟! عزرائیل کجا میتواند و قدرت دارد که جان از من بگیرد؟! تمام عالم ملک و ملکوت به ولایت من قدرت و حیات پیدا میکند، آنوقت عزرائیل میتواند جان من را بگیرد؟! این حرفها چیست؟! او فقط شما را از دیدن بدن من محروم کرد: «جاوَرَکم بَدَنی!»
اعتقاد شیعیان مبنی بر حضور عینی و سیطرۀ ولایی امام زمان بر جمیع امور
ولی درعینحال، این مسئله از دیدگان ما مخفی است و میگوییم: امیرالمؤمنین 1400 سال پیش شهید شد، امام حسن شهید شد، امام حسین را شهید کردند و... ولی دیگر نمیتوانیم امام زمان را انکار بکنیم و بگوییم که امام زمان وجود ندارد! امام زمان بنا بر مکتب شیعه وجود زنده دارد و حیّ است و در میان ما است و رفتوآمد میکند، منتها ما او را نمیبینیم،2 فقط همین!
هانری کُربن، آن دانشمند فرانسوی، یک عبارت بسیار جالبی دارد و من خیلی تعجّب کردم که چطور بعضی از این افراد به این اسرار و نکات پی میبرند. ایشان راجع به وجود امام زمان علیه السّلام میگوید:
- 1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 207.
- . الغیبة، نعمانی، ص 163. همچنین رجوع شود به همین کتاب، ص 77.
