اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج ۲

بیانات عید نیمه شعبان

0
جلد ها

این کتاب مجموعه‌ای از سخنرانی‌های ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سال‌های 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، می‌باشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید می‌کند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب می‌باشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان می‌دارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان می‌باشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستان‌های آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.

آموزه‌های ولایت ج ۲

115
  • یک ربع تمام از این صحبت مجلسش مربوط به آن کسی می‌شد که بانی این مجلس بود؛ درحالی‌که مجلس برای حضرت موسی بن جعفر بود! این مجلس موسی بن جعفر نیست، این مجلس بنده است! من نمی‌توانم بگویم که أیّها الناس، بیایید در اینجا بنشیند و از من تعریف و تمجید کنید و من را بالا ببرید و به من مقام و مرتبه بدهید؛ چون کسی به حرف من گوش نمی‌دهد و می‌گویند: تو چه کسی هستی؟! تو که هیچ قیمتی نداری! پس حالا من چه‌کار کنم؟ از شئون یک شخص بالاتر استفاده می‌کنم!

  • اینها مطالب دقیقی است که دارم خدمتتان عرض می‌کنم. من می‌بینم که نمی‌توانم خودم را به مردم ارائه بدهم، و خودم عُرضه ندارم و نمی‌توانم افراد را جذب کنم، لذا از شئون یک فرد بالاتر استفاده می‌کنم؛ مثلاً نگاه می‌کنم و می‌بینم که پدرم علامه طهرانی مرد بزرگی بوده است، صاحب تألیفات بوده است، صاحب صیت و شهرت بوده است و صاحب این مسائل بوده است، آن‌وقت می‌گویم: بیایید اینجا؛ من فرزند علامه هستم و مطالب پیش من است! بیایید آن مطالبی را که می‌خواهید من برایتان بگویم! شما هم به امید رسیدن به مطالب آن بزرگ می‌آیید و می‌گویید: حالاکه این فرزندش است ببینیم چه می‌گوید.

  • این قضیّه، یک قضیّۀ واقعی است و بین من و شما هیچ فرقی نیست و ما باید خودمان را با این مسئله منطبق کنیم و باید به درد خودمان برسیم که این درد از کجاست؟ اگر قرار باشد بر اینکه انسان به دنبال امیال و تخیلات باشد، بین این مجلس و بین سایر مجالس فرقی نیست و هر دو یکی است!

  • خطیب آن مجلس یک ربع تمام از خدمات و زحمات و آثار این آقا می‌گفت که در فلان‌جا مسجد ساخته و در فلان‌جا حسینیه ساخته است! حالا شهادت حضرت موسی بن جعفر بود و مجلس مربوط به موسی بن جعفر بود! اما فقط می‌گفت که ایشان چه کارهایی کرده است و خداوند سایۀ ایشان را مستدام بدارد و تا بعد از ظهور حضرت و اصلاً تا قیامت ایشان را پایدار بدارد!

  • همان‌جا حدود نیم ساعت نشستم و مقداری با خودم فکر کردم. همین‌طور که