
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
69و با شعار نمیشود یکچنین مکتب با مناعت و با عزّت و با رفعتی را نگه داشته و پابرجا گذاشت! با شعار نمیشود! در اینجا علم لازم است، عقل لازم است، تخصّص لازم است، دوری از هویٰ و هوس لازم است و دلسوزی پدرانه و مادرانه لازم است. حقیر خود در تمام دوران پس از ارتحال مرحوم آقا هرجا به مقتضای عقل و راهنمایی عقل عمل کردم کامیاب و رستگار شدم. پس چطور میتوانم این تجربۀ عملی خود را به دست فراموشی بسپارم؟!
تکامل عقول مردم در زمان ظهور با دست ولایی امام زمان علیه السّلام
در یک روایت امام صادق علیه السّلام میفرمایند:
«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلیٰ رُئوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقولَهُم و کَمَلَت بِهِ أحلامَهُم»1
وقتی که حضرت بقیّةالله عجّل الله تعالیٰ فرجه الشّریف ظهور کنند خداوند دست حضرت را روی سر مردم میگذارد و دست ولایی حضرت روی سر مردم قرار میگیرد، و نتیجهاش این است که عقول مردم کامل میشود.
نهاینکه حال مردم بهتر میشود و زهد آنها بیشتر میشود، بلکه عقل آنها کاملتر میشود. وقتی که عقل کامل شد دیگر همهچیز همراهش هست. وقتی که شما نسبت به یک مطلب یقین دارید، از آن رویگردانی و سرپیچی نمیکنید. تمام این انحرافات ما بهخاطر این است که یقین نداریم و آنطورکه باید و شاید به مطلب نرسیدهایم. اگر عقل انسان، کامل بشود آنموقع دیگر چرا رویگردانی کند؟! پس کار حضرت این است.
از این مطالب، این مسئله به دست آمد که راه سلوک، راه بالا بردن سطح اندیشه و علم و عقل و منطق است. البتّه وقتی که عقل وجود داشته باشد به عبادت حکم میکند، به مسائل و ارتباطات اجتماعی حکم میکند، به راه اعتدال حکم میکند، به راه منطقی در ارتباطات با افراد و زندگی شخصی انسان حکم میکند. اینها همه بهخاطر بالا رفتن عقل و ادراک انسان است.
- . الکافی، ج 1، ص 25.
