
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
97یعنی اینطور نبود که بگویند آدم تنبلی است و برای اتلاف وقت آمده است! در آن قضیّه که مرحوم آقا صریحاً به آقای خوئی گفتند و ما هم در همان قسمت اوّل نوشتهایم1 ـ و خیلی هم موجب سر و صدا شد و از اینطرف و آنطرف اعتراضات شدیدی انجام شد که چرا شما این مطلب را نوشتهاید ـ مطلب از این قرار بود که ایشان به آقای خوئی که استادشان بود گفتند:
شما یک فرع فقهی را مطرح کنید و یک هفته هم بروید روی ادلّهاش کار کنید. بعد میآییم و در جلوی همه، شما ادلّۀ خود را بگویید و ما هم ادلۀ خود را میآوریم. آنوقت ببینیم که من در استدلال قویتر هستم یا شما قویتر هستید!
وقتی کسی این حرف را میزند شوخی نمیکند؛ یعنی بسم اللَه بیایید! چرا آقای خوئی نپذیرفتند؟! بنده خودم با همین گوشم شنیدم که ایشان این قضیّه را برای مرحوم آقای مطهّری میگفتند2 و همچنین این قضیّه را در جلسۀ عصر جمعۀ مشهد در وقتی که رفقای شیرازی و اصفهانی هم آمده بودند، جلوی همه مطرح کردند. این افرادی که میگویند: مرحوم آقا این قضیّه را در ملأ عام نگفتهاند، بدانند که ایشان گفتهاند؛ اینهم نشانی آن!
مقابلۀ علمای نجف با دیدگاه مرحوم علاّمه طهرانی
آنوقت همین علما چنین شخصی را به جرم رفتن به مسجد سهله3 متّهم به تصوّف کردند و میگفتند:
آقا سیّد محمّدحسین صوفی است، آقا سیّد محمّدحسین درویش است، به او سلام نکنید، به او اعتنا نکنید، با او ارتباط نداشته باشید، او مغزتان را خراب میکند! اینها مخالف و معاند با اهلبیت هستند!4
- مهر فروزان، ص ٥٦.
- رجوع شود به همان، ص ٥٦ و ٥٧.
- ایشان برای اینکه به درسشان لطمه نخورد، هر شب پنجشنبه به مسجد سهله میرفتند و تا صبح به عبادت مشغول بودند و صبح به نجف برمیگشتند.
- رجوع شود به نرمافزار کیمیای سعادت، متن جلسات شرح حدیث عنوان بصری، مجلس ١٢٥، ص ٢٦٣١ و ٢٦٣٢.
