اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

94
  • از باطن که کسی خبر ندارد!

  •  وقتی که ما می‌شنویم شخصی مانند مرحوم آقا  شیخ حسن‌علی اصفهانی چنین مطالبی را می‌گوید،1 یا یک بزرگ دیگری راجع به شخص دیگری می‌گوید: «نفس کافری دارد»،2 نباید تعجّب کنیم؛ چون ما خبر نداریم! حرف خوب خیلی گفته می‌شود، امّا آن کسی که اطّلاع دارد و نیّات را می‌بیند و بر سرائر وجود شخص احاطه و هیمنه دارد، می‌فهمد که این مطالبی که گفته می‌شود بر چه اساسی است! آیا در این مطالب خدا هم راهی دارد یا نه؟! مسئله از این قرار است!

  • علامه طهرانی: «اگر به علاّمه طباطبائی نمی‌رسیدم، خَسِرَ الدّنیا و الآخرة بودم!»

  •  مرحوم آقا می‌فرمودند:

  • وقتی که ما با مرحوم علاّمه طباطبائی ارتباط پیدا کردیم، تازه به صدق طریق پی بردیم و متوجّه شدیم که بله، این راه هم هست! این راه، راه صدق است؛ راه حقیقت است؛ راه واقعیّت است؛ راه معرفت است!

  •  ایشان بی‌جهت که نمی‌فرمودند:

  • من قبل از اینکه به قم بروم، خیال می‌کردم که همۀ افرادی که در این لباس هستند، افراد مُزکّیٰ و مزکّی، مربّیٰ و مربّی، صالح و اهل تهذیب و مهذّب هستند؛ ولی وقتی که به قم رفتم، دیدم بعضی از افراد هستند که انسان شرم دارد اسم روحانی و عالم بر آنها بگذارد؛ و در  مقابل، بعضی از افراد هم هستند که ملائکه بدون وضو اسم آنها را نمی‌برند!3 هر دو دسته را دیدیم! و اگر ما با مرحوم علاّمه طباطبائی برخورد نمی‌کردیم، خَسرَ الدّنیا و الآخِرة بودیم!4

  • آیةاللَه واقعی از دیدگاه مرحوم علاّمه طهرانی

  •  در طهران که بودیم سر کوچۀ منزل مرحوم آقا، یکی از آشنایان ایشان که از آقایان تجّار بازار بود [سکونت داشت]. ایشان با خیلی از آقایان ارتباط و رفت و آمد داشت و یک شخصِ منبری‌دیده و روحانی‌دیده و عالم‌دیده‌ای بود و به منزل ما هم رفت و آمد

    1. رجوع شود به همین کتاب، ص ٨٣.
    2. مطلع انوار، ج ١، ص ٢١٠.
    3. رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٧٨؛ حریم قدس، ص ١٠٤.
    4. رجوع شود به مهر تابان، ص ١٦ و ١٧؛ مهر فروزان، ص ٣١ و ٣٢.