
افزودن به لیست علاقه مندی
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
0
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
نتیجه
آموزههای معرفت ج 3
92...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] دنیا و ارتکاب محرّمات و وصول به اموال حرام و اعمال آمیزشی جنسی خودداری نموده و عفّت به خرج میدهند، ولیکن دارای عقل متین و فکری استوار نیستند و بنابراین مفسدۀ کارهایی را که انجام میدهند بیش از مصلحت آن است، چون بر پایۀ جهالتی که دارند مفسدهای میآفرینند بیشتر از مصلحتی که پدیدۀ عقل و درایتشان است.
و اگر عقل او را نیز متین و استوار یافتید، باز زود اقدام بر پیروی و تبعیّت نکنید تا آنکه او را بنگرید که آیا با هوای نفس خود متّحد شده و علیه عقلش قیام کرده است و یا آنکه با عقلش متّحد شده و با هم علیه هوای نفس امّاره بپا خاستهاند! و دیگر ببینید که آیا نسبت به ریاستهای باطلۀ دنیویّه اشتیاق و رغبت دارد یا آنکه بیرغبت و میل است؛ چون در میان تودۀ مردم افرادی یافت میشوند که هم دنیا و هم آخرت هر دو را باختهاند؛ دنیا را برای وصول به دنیا ترک گفتهاند و پنداشتهاند که لذّت ریاستهای باطل از لذّت اموال حرام و نعمتهای مباح و حلال بیشتر است و بنابراین برای نیل به ریاستهای باطل از همۀ اینها گذشتهاند. ﴿و اگر به آنها گفته شود از خدا بپرهیز، مقام خودخواهی و عزّت کاذب او را به گناه میکشد، پس جهنّم برای او بس است و حقّاً بد جایگاهی است﴾.
اینچنین فردی چون آدم یک چشمی پیوسته در امور بدون بصیرت و درایت است و اوّلین گامی که به باطل بردارد او را به آخرین مراتب خسران و زیان میکشاند. و پس از آنکه نمیتواند به منویّات خود برسد، پروردگارش او را در طغیان و سرکشیِ ممتد میبرد؛ و در اینصورت آنچه را که خدا حرام کرده است حلال میشمرد و آنچه را که خدا حلال کرده است حرام میشمرد. و اگر ریاست باطلش که بهدنبالش میرود و برای وصول به آن خود را به مهالک انداخته و به شقاوت رسانده است سالم بماند، باکی در از بین رفتن دینش ندارد! پس این افراد کسانی هستند که خدا بر آنها غضب نموده و به آنان صَلای دورباش زده و عذاب ذلّتآمیز و تحقیر انگیز برایشان مهیّا ساخته است.
ولیکن مرد، تمام مرد، نیکو مرد آن کسی است که هوای نفس و درخواست خود را تابع امر خدا نموده است و قوای خود را در راه رضای خدا مبذول داشته است و ذلّت را با وجود داشتن حقّ، به عزّت ابدیّه نزدیکتر مییابد از عزّتی که با باطل بهدست میآید. و به یقین میداند که گرفتاریهای کم و ناچیز دنیا که برای رضای خدا آنها را تحمّل میکند، او را به دوام نعمتهای ابدیّۀ خداوند در بهشتی که خرابی و فنا و نیستی ندارد خواهد رسانید. و نیز میداند که اگر از هوای نفس امّارۀ خود پیروی کند، بسیاری از خوشیهایی که در دنیا میبرد او را به عذاب ابدیّۀ خداوند که زوال و انقطاع ندارد خواهد کشانید!
پس بنابراین بدانید که مرد تمام عیار چنین مردی است، مرد نیکو و پسندیده و استوار چنین مردی است، پس حتماً به او تمسّک کنید و به رویّه و منهاج و سیرۀ او اقتدا نمایید و بهوسیلۀ او بهسوی پروردگارتان متوسّل شوید؛ چون درخواست و دعای او ردّ نمیشود و طلب و خواهش او دچار حِرمان نمیگردد!“»
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] دنیا و ارتکاب محرّمات و وصول به اموال حرام و اعمال آمیزشی جنسی خودداری نموده و عفّت به خرج میدهند، ولیکن دارای عقل متین و فکری استوار نیستند و بنابراین مفسدۀ کارهایی را که انجام میدهند بیش از مصلحت آن است، چون بر پایۀ جهالتی که دارند مفسدهای میآفرینند بیشتر از مصلحتی که پدیدۀ عقل و درایتشان است.
