
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
83مکاشفۀ مرحوم نخودکی از باطن برخی علمای نجف
یک روز من در خدمت مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ بودم و مرحوم آیةاللَه مطهّری هم بودند. خود ایشان از مرحوم آیةاللَه آقا سیّد احمد خوانساری نقل میکرد که مرحوم آقا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی میگفتند: «من بعضی از اعاظم نجف را به صورت خوک میبینم!»1
چه کسی اینها را میفهمد؟! آقا با عصا و عمامۀ بزرگ و ریش کذا و بیست نفر حواریون و مصاحبین در دور و بر، میآیند و میروند، درس میفرمایند، علوم امام جعفر صادق را ابلاغ میفرمایند؛ ولی یک نفر مثل آقا شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی است که میفهمد در این باطن چه میگذرد و چه افکاری دارد و روحیّهاش چیست و چه غوغا و جنگ و ستیزی در این نفس در جریان است!
البتّه آقای مطهّری میگفتند که من میدانم که آن شخص کیست، ولیکن آقا سیّد احمد خوانساری اسم آن شخص را به من نگفتند!
خب همینطور است دیگر! یکدفعه انسان میبیند که یک عمر دارد برای امام صادق سینه میزند، امّا شکل او شکل خوک است! پس این امام صادق با تو چه کرده است؟! این روایات امام صادق با تو چه کرده است؟! این علوم امام صادق چه تأثیری در من بهوجود آورده است؟! قضیّه در اینطرف مشخّص نیست، ولی در آنطرف مشخّص است!
اینجا است که آیه میفرماید:
﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذٍ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ﴾؛2 «تمام دوستان در روز قیامت، بعضی دشمن بعضی دیگر هستند؛ مگر آنهایی که اساس حرکت و زندگیشان براساس تقوا است!»
إنشاءاللَه امیدواریم که خداوند ما را از زمرۀ آنهایی قرار بدهد که هنگام رفتن
- رجوع شود به افق وحی، ص ٥٠٩؛ مجموعه آثار شهید مطهّری، ج ٤، ص ٤١٨.
- سوره زخرف (٤٣) آیه ٦٧.
