
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
79حالا نمیدانند که این بندۀ خدا رفته و آفتابه گرو گذاشته است! اینها را مرحوم آقا میدیدند و میدانستند که ایشان با چه مشقّات و مضیقهای برای افرادی که از ایران میآیند، این کارها را انجام میدهند.
خب مرحوم آقا هم که نمیتواند اینها را بگوید. او میگوید: اصل رفاقت ما براساس سلوک است؛ تو نه خواهر من هستی و نه برادر من! وقتی قرار باشد شما با ما در سلوک ـ که اصل و محوریّت حرکت و ارتباط ما را تشکیل میدهد ـ همراه نباشید، ما با چه ملاکی با شما رفاقت داشته باشیم؟! بله، فقط سلام و علیک میکنیم. لذا این افراد تا آخر عمر مرحوم آقا هم به منزل ایشان میآمدند و آقا هم سلام و علیک میکردند و چای تعارف میکردند و... . البتّه گاهگاهی هم ایشان به منزلشان میرفتند و اینطور نبوده است که ترک کنند؛ ولی دیگر آن عُلقه و آن ارتباط نیست. آن یک مسئلۀ دیگری است!
توجّه انسان رند به حقیقت عالم هستی و ذات پروردگار
پس آدم زرنگ باید در همۀ احوال، [به فکر خودش باشد]. آیۀ قرآن میگوید: ﴿قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَ أَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾؛1 یعنی اوّل به فکر خودتان باشید! بهدنبال آن چیزی باشید که در عالم هستی و در عالم وجود، ثبات و استقرار دارد. در عالم وجود ثبات فقط اختصاص به ذات اقدس پروردگار دارد، و إلاّ پیغمبر هم باشد یک روز میرود. امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید:
سختترین و صعبترین روزهای عمر من، روز وفات رسولاللَه بود؛ و دوّم، روزی که فاطمه را ازدست دادم!2
این رسول خدا هم بالأخره یک روز میرود و علی تنها میماند، ولی خدا که نمیرود؛ خدا هست! رسولاللَه زیر خاک میرود و روی ایشان هم خاک میریزند و
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٦. معاد شناسی، ج ٣، ص ١٤٣:
«جانهای خود را و بستگان خود را از آتش جهنّم حفظ کنید!» - رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٣١٩ و ٣٢٠.
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٦. معاد شناسی، ج ٣، ص ١٤٣:
