
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
73بگوید: اینجا باطل است! صحیح نیست که وقتی با یک شخص صمیمیّت دارد، هرچه از او میبیند بگوید حق است، و در وقتی که صمیمیّت ندارد بگوید حق نیست!
روش سلوک و عرفان در هر وقت و زمان، رؤیت و مشاهدۀ حق است. شخص باید بگوید: این مطلب ایشان درست و این مطلبشان غلط است! ایشان این مطلب را در اینجا صحیح گفتهاند و در آنجا باطل! این مطلب در اینجا به ایننحو بوده است و در آنجا به آننحو! در هر حال انسان باید حق را بگوید!
سنّت امتحان الهی
خدا هم برای انسان نسبت به مسائل داخلی و رفاقت و شراکت و ارتباط با مردم امتحان پیش میآورد؛ همهجا پیش میآورد!
مرحوم آقا میفرمودند:
اینها خیال میکنند امتحاناتی که بهوجود میآید یک حساب و کتابی دارد و یک وضع خاصّی دارد! نهخیر، در هر دقیقه و ساعت برای سالک یک امتحان است!
در هر ساعت امتحان است؛ این ساعت یک امتحان، آن ساعت یک امتحان! از این امتحان درآمدی، امتحان بعدی شروع میشود و... . برای سالک تمام خطورات و تمام تصوّرات و تمام رفت و آمدها امتحان است و انسان بایستی در تمام اینها مواظب باشد! نباید از حدّ و مرز خارج شود، و إلاّ این ارتباطات گاهی هست و گاهی نیست. صمیمیترین افراد به انسان پشت میکنند! دنیا یک روز به انسان اقبال و یک روز ادبار میکند.
بیان جریاناتی از اقبال و ادبار افراد
مرحوم پدر ما میفرمودند:
پدرم1 در زمان حیات خودشان در مسجد لالهزار بیا و برویی داشت، مجالس و جلساتی داشت. وقتی که از مکّه میآمد، تا سه روز از کجا تا کجا، از چه محلّه تا چه محلّهای مردم برای ولیمه میآمدند و میرفتند. ایشان چون خیلی
- مرحوم جدّ ما آیةاللَه آقا سیّد محمّدصادق که به ایشان لالهزاری میگفتند. همچنین چون ایشان با پدرش از سامراء به ایران آمده بود، به او سیّد محمّدصادق عرب هم میگفتند.
