
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
61هم پنج شب میگویند و شب عید فطر را هم جزء آن حساب میکنند.1
خلاصه جذبات و جلوات الهی در این شبها قویتر است. جذبات در دهۀ اوّل ماه ذیالحجّه و در ماه رجب قویتر است! درست است که بهخاطر شرایط زمان و مکان و آن خصوصیّاتی که در آنموقع اتّفاق افتاده است، این شبها امتیازاتی پیدا کردهاند، ولی علیٰأیّحال این جنبۀ تعلّق و ربطی برای همیشه هست!
حمد و ستایش، بالاترین تحفۀ انسان به خداوند
این معنا، معنای حمد است. حمد یعنی ستایش، حمد یعنی بالاترین تحفهای که انسان میتواند آن را به محبوب خود اعطاء کند. ستایش یعنی او را در یک رتبۀ برتر از علل و عوامل مادّی و تخیّلات و تصوّرات قرار دادن! معنای حمد، او را منزّه کردن و او را پاک و طاهر نمودن است. این حمد اختصاص به این خدا دارد. شما چه شخصی را میتوانید در نظر بگیرید که هر وقت بخواهید بتوانید با او ارتباط داشته باشید؟! شما چه کسی را میشناسید که از انسان به انسان نزدیکتر باشد؟!
در بین افرادی که ما در این دنیا میبینیم و با ایشان سر و کار داریم، چه کسی به انسان نزدیکتر است؟! آیا پسر انسان؟! آیا زن انسان؟! آیا شوهر انسان؟! اگر به زن دو روز بیاعتنایی کنید میرود! اگر شوهر مقداری اختلاف پیدا کند، زندگی را ترک میکند و میرود! این طلاقها برای چیست؟ اوّل میگویند: ما همدیگر را درک کردیم، امّا دو روز دیگر همدیگر را دَ ک میکنند! حالا موقع دک کردن آمده است! اوّل میگویند: از عسل شیرینتر و حکایتها دارند، بعد کمکم تنزّل پیدا میکنند به شکر و شیره و بعد هم سرکه شیره و عاقبت هم سر از سرکه درمیآورند! قضیّه چه شد؟! شما که اینطور و آنطور میگفتید؟! اصلاً گول نخورید! البتّه مسئله طرفینی است، نه آنها گول ما را بخورند و نه ما گول آنها را بخوریم! باید عادلانه قضاوت کنیم، ما هم همین هستیم، کم و زیاد دارد. مگر ما به قول و قرارهایی که میدهیم پایبند هستیم؟!
- رجوع شود به قرب الإسناد، ص ٥٤؛ مصباح المتهجّد، ج ١، ص ٨٥٢.
