
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
54مَن یَشاء؛1 «وقتی امام زمان از دست مردم ترسید، بهسمت عالم هور قلیا فرار کرد و به شکل هر کسی که بخواهد میتواند دربیاید!»
حالا اینکه آن عالم هور قلیا کجا است، و در چه کرهای قرار گرفته، و در کدامیک از این منظومهها و کهکشانهای راه شیری و شمسی قرار گرفته است، [معلوم نیست]! بههر حال اینها چرندیاتی است که او گفته است!
اینها خدا را هم در یکهمچنین عالمی انداختهاند! رکن رابع درست کردهاند و آن را واسطۀ بین خلق و خالق قرار دادهاند! ارتباط انسان را با خالق قطع کردهاند و رسیدن به مقام معرفت و رفتن بهسمت آن کمالات را برای انسان محال و مستحیل پنداشتهاند! میگویند: اصلاً نروید! در مقابل او قرار نگیرید! این خدایی است که اصلاً نمیتوان او را دید و نمیتوان او را لمس کرد و اصلاً نمیتوان او را ادراک کرد! ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾؛2 باید از یک فاصلۀ بسیار دوری او را بخوانید و اصلاً به آنجا توجّه نکنید! «لا تفَکّروا فی ذاتِ اللَه؛3 اصلاً در ذات خدا تفکّر نکنید!» چون دیوانه میشوید و جنون به سرتان میزند!
مرحوم آقا فرمودند:
ما گفتیم بیاییم بین خدا و آنها آشتی برقرار کنیم. ما این اللَه شناسی را نوشتیم تا خدا را آنقدر نزدیک بیاوریم تا در آغوش مردم بگذاریم. اصلاً مبنای نوشتن ما و مبنای اللَه شناسی این بود که بگوییم: ای مردم، کجا دارید میروید؟ تمام این حرفهایی که زدند دروغ است و همه کشک است! او از همه کس به شما نزدیکتر است، او از همه کس با شما رفیقتر است، او از همه کس به شما مأنوستر است، او از همه کس با شما محبوبتر است،
- رجوع شود به جوامع الکلم، شیخ احمد احسائی، ج ٨، الرّسالة الرّشتیّة، ص ٤٢١ و ٤٢٢.
- سوره فصّلت (٤١) آیه ٤٤. اللَه شناسی، ج ١، ص ١١٩:
«صدایی که به گوش آنان میرسد، از راه دور و درازی میباشد.» - نهج الفصاحة، ص ٣٨٩؛ الدرّ المنثور، ج ٢، ص ١١٠، با قدری اختلاف.
