اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

51
  • باشد و از آن ناحیه نگیرد و وصل نشده باشد! مرحوم آقا بی‌جهت این روایت را نقل نمی‌کردند. دلیلش این است که دین قلاّبی به مردم تحویل ندهید! دینی را به مردم بگویید که امام صادق برای مردم بیان کرده است! شما بهتر می‌فهمید یا پیغمبر که خودش دین را آورده است؟! کدام بهتر می‌فهمید؟!

  •  پیغمبر در مِنا سوار بر شتر بودند و مردم دور آن حضرت گرد آمده بودند و از اشکالاتی که در حج برایشان پیش‌آمده بود سؤال می‌کردند که یا رسول‌اللَه، ما این کار را کردیم، سرمان را این‌طور تراشیدیم، این کار را زودتر انجام دادیم، آن کار را دیرتر انجام دادیم و مسائل دیگر! هرچه از پیغمبر سؤال کردند حضرت فرمودند: «إمضوا، إمضوا، إذهبوا، إذهبوا!؛ اشکال ندارد، اشکال ندارد!»1

  •  معنایش این است که این دین، دینی نیست که برای مردم اشکال درست کند و کارشان را زیاد کند؛ بلکه این دین، دینی است که مردم باید خودشان با عشق، به‌دنبال آن بدوند!

  • طرح سؤال مرحوم علاّمه طهرانی از عالم دینى در شُرف مرجعیّت

  •  ‌یکی از آقایانی که زمینۀ مرجعیّت او موجود و در حال آماده شدن بود و بالأخره هم مرجع شد و رسالۀ او هم این‌طرف و آن‌طرف موجود است، هر وقت به مشهد مشرّف می‌شد، به منزل مرحوم آقا هم می‌آمد و ایشان هم متقابلاً برای بازدید او می‌رفتند. ایشان در یکی از سفرهایی که به مشهد مشرّف شده بود، به منزل مرحوم آقا آمده بود و ملاقاتی دست داده بود. یادم است وقتی که در حیاط نشسته بودند، مرحوم آقا همین‌طور مرتجلاً و بدون مقدّمه رو کردند به ایشان و فرمودند:

  • آقا، ما از شما یک سؤال داریم. (مرحوم آقا مطلب را خیلی لطیف و ظریف و با ملاحظه و با یک لطف خاصّی مطرح می‌کردند.) آن سؤال این است که اگر مثلاً یک شخص عامی، احکام و شرایط غسل را نداند، و ترتیب و امثال‌ذلک را لحاظ نکند و غسل کند و غسلش اشتباه باشد و سی سال به

    1. رجوع شود به الکافی، ج ٤، ص ٥٠٤؛ البدایة و النّهایة، ج ٥ ص ١٩٩.