
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
50محبوبترینِ افراد به انسان نزدیکتر میکند؛ اینهم یک دین است! خدا را آنچنان فرد محبوبِ عاشق و معشوق و محبّی قرار میدهد که انسان نمیداند چهکار کند و با خودش میگوید: یک کاری انجام دهیم تا خدا را اذیّت کنیم، حرصش را دربیاوریم، صدایش را دربیاوریم! او میگوید: «هر کاری میخواهی بکن، من صدایم درنمیآید!» خدا را اینطور قرار میدهد. خدای ما این است.
آنوقت ما میآییم یک خدای وحشتناک، یک خدای ترسناک، یک خدای مَخیف1 و مَخوف2 و مُخیف3 درست میکنیم و آن را تحویل مردم میدهیم و میگوییم: «بیایید و این خدا را عبادت کنید!» این چه عبادتی است؟! خدا میگوید: «صد سال نخواستم مرا اینطور عبادت کنید! مگر من اینطور هستم؟! مگر من ترسناک هستم؟! این چه عبادتی است که تو نمیفهمی چه میگویی؟! نمیفهمی ﴿وَلَا ٱلضَّآلِّينَ﴾ آن چیست! ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ آن چیست! رکوعش چیست! سجودش چیست! این چه عبادتی است؟! آیا میخواهی تکلیفت را انجام بدهی و فرار کنی؟! آیا میخواهی زود کاری انجام بدهی و بروی؟! من این عبادت را نمیخواهم!» این خدا و این دین و این شریعت [بهدرد نمیخورد]!
دوری از سرّ و ملکوت شرع، علّت فتاوای مشکل
لا یَحِلُّ الفُتیا لِمَن لا یَستَفتی [یَصطَفی] مِنَ اللَهِ تَعالَى بِصَفاءِ سِرِّهِ و إخلاصِ عَمَلِهِ و عَلانیَتِهِ و بُرهانٍ مِن رَبِّهِ فی کُلِّ حال!4
فتوا دادن جایز نیست برای کسی که هنوز سرّش به صُقع ملکوت متّصل نشده
- جایگاه ترس. (محقّق)
- ترسناک. (محقّق)
- ترساننده. (محقّق)
- مصباح الشّریعة، ص ١٦. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣١٩:
«حضرت صادق علیه السّلام گفتند: ”حلال نیست فتوا دادن برای کسی که خودش در هر حال از روی صفا و پاکی سرّش و از روی اخلاص در عملش و اخلاص در کارهای آشکارش و از روی برهان و حجّتی از جانب پروردگارش، مسائل را از خدا نمیپرسد و از او استفتاء نمینماید!“»
