
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
40حالات میآید؛ ولی همۀ اینها دست بهسر کردن است و انسان بهاندازۀ یک سر سوزن بالا نمیرود. همهاش تخیّلات است، همهاش اوهام و وارد شدن در اهواء و مسائل است، و اگر خدا بخواهد و دست انسان را بگیرد، تازه بعد از ده سال متوجّه میشود که در چه مسائل و مطالبی گرفتار است، و از عهدۀ چه امتحاناتی نمیتواند بربیاید! اینجا است که یکدفعه به خود میگوید: پس ما در این ده سال چهکار میکردیم؟!
بر سر بازار عشق، کس نخرد ای عزیز *** از تو به یک جو هزار کشف و کرامات را1 بهترین متاع و ارزشمندترین بوایع در این سوق و بازار، متاع فقر و درماندگی و بیچارگی است. واقعاً انسان این فقرات را که میخواند، از خودش خجالت میکشد! به امام سجّاد علیه السّلام نگاه کنید، از اوّل دعای ابوحمزه: «إلَهی لا تؤدّبنی بعُقوبَتک» تا آخر دعا،2 آیا هیچ میگوید که من کسی هستم؟! من آن کسی هستم که امام بر خلایقم! من آن کسی هستم که صاحب ولایتم! در کدامیک از این فقرات چنین عبارتی را دیدهاید؟!
البتّه این مسئله واقعی است و دروغ نیست؛ امام سجّاد علیه السّلام امام چهارم مکتب تشیّع است و مقام ایشان بهاندازۀ سر سوزنی با سایر ائمّه علیهم السّلام فرق نمیکند، با مقام پدرشان هم هیچ تفاوتی ندارند! «کُلُّهم نورٌ واحدٌ!»3 امّا هیچ دیدهاید
- دیوان وحدت کرمانشاهی، غزل ١.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٢ ـ ٥٩٨.
- کفایة الأثر، ص ٧١:
«قال صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم: ”خَلَقَنیَ اللَهُ تَبارَکَ و تَعالَى و أهلَبَیتی مِن نورٍ واحِدٍ... .“»
ترجمه: «پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمود: ”خداوند تبارَک و تعالیٰ من و اهلبیتم را از نور واحد آفرید... .“» (محقّق)
المناقب، علوی، ص ١٣٠:
«قالَ محمّد [الباقر علیه السّلام]: ”... کلّنا واحدٌ مِن نورٍ واحدٍ و روحُنا مِن أمر اللَه تعالَى، أوّلُنا محمّدٌ و أوسطُنا محمّدٌ و آخرُنا محمّدٌ و کلّنا محمّدٌ.“»
ترجمه: «امام باقر علیه السّلام فرمود: ”... ما همه یکی هستیم و از یک نور هستیم و روح ما از مقام امر خداوند متعال است. اوّلین ما محمّد است و وسطیِ ما محمّد است و آخِرین ما محمّد است و همۀ ما محمّد هستیم.“» (محقّق)
