
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
233اشتباه شنیدم!» امّا وقتی که بنویسید دیگر جای انکار نیست. [آیۀ شریفه میفرماید]: ﴿وَلۡيَكۡتُب بَّيۡنَكُمۡ كَاتِبُۢ بِٱلۡعَدۡلِ﴾؛1 «باید نویسندهای از روی عدل و با عدالت بین شما دو نفر بنویسد و کتابت داشته باشد!»
حضرت آدم علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام ما را پایین آورد.
من مَلک بودم و فردوس برین جایم بود *** آدم آورد در این دیْر خراب آبادم2 دیْر، دیر خراب است؛ منتها به خرابی آباد شده است. آدم مرا به اینجا آورد. بالأخره خدا او را خیر بدهد و دستش درد نکند، چون اگر نمیآمد اینهمه مجملات به تفصیل نمیرسید و اینهمه ابهامات و صوَر علمیّه در علم پروردگار صورت عینی پیدا نمیکرد. بالأخره او هم زحمت کشیده است و بیخود که این کار را نکرده است! بله، [حضرت حافظ] در یک شعر دیگر میفرماید:
پدرم روضۀ رضوان به دو گندم بفروخت *** نا خلف باشم اگر من به جوی نفروشم3و4 خیلی عجیب است! یکی از محسّنات اشعار حافظ این است که همیشه دو پهلو صحبت میکند و میشود آن را همهطور و به چند قِسم معنا کرد.
حکایتی از نوشته شدن اوّلین سَند در زمان حضرت آدم علیه السّلام
جناب آدم ابوالبشر ما را پایین آورد. در روایت داریم:
یک روز [حضرت آدم] به خدا رو کرد و گفت: «حالا که ما را پایین آوردی،5 پرونده را ببینیم که ذراری و بچّهها و نسلهای ما چه کسانی هستند و چطور هستند و در آنها آدم بد هست یا آدم خوب؟» خدا آن پرونده را که صورت عینی و علمی
- سوره بقره (٢) آیه ٢٨٢.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٣١٧.
- خ ل: «من چرا مُلک جهان را به جوی نفروشم؟!»
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ٣٤٠.
- البتّه خودمان پایین آمدیم، چون ما خودمان گندم خوردیم و ما را بیرون کردند.
