
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
230مطالب را از نظر دور نگه نمیدارد؛ اینها انتقام است.
صفات جمالیّه، دلیلِ حمد پروردگار
حالا این چه نوع حلمی است و آیا انسان باید خدا را بر این حلم حمد کند یا نه؟! حلمی که براساس انتقام و قهّاریّت و ابراز و اظهار و تجلّی صفات جلالیّه است که قابل حمد نیست! اینکه بگوییم: «حمد خدایی را که همچنین حلمی دارد که پدر ما را درمیآورد» و یا «حمد خدا را که در روز قیامت ما را عذاب میکند» ـ چون یکی از صفات خدا قهّاریّت است ـ یا «حمد مخصوص خدایی است که حلم او موجب نابودی ما است»، اینها که حمد ندارد!
حمد همیشه براساس صفات جمال تعلّق میگیرد، [مثلاً میگوییم]: «حمد خدا را برای جمالت، حمد خدا را برای کمالت، حمد خدا را برای علمت، حمد خدا را برای رحمت و عطوفتت و حمد خدا را برای رزق و خَلق و تربیتت!» همۀ اینها حمد است.
اگر منظور امام سجّاد علیه السّلام از این حلم، حلمی است که از پسِ انتقام است و براساس آیۀ شریفۀ ﴿إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗا﴾1 است؛ یعنی ما که داریم حلم به خرج میدهیم و صبر میکنیم و در اینجا توقّف میکنیم و دست نگه میداریم، بهخاطر این است که اینها گناه کنند و بعد پدرشان را درمیآوریم! حالا آنها بگویند: «الحمدللّه که خدا دست نگه داشته و بعد میخواهد پدرمان را درآورد!» آیا درست است؟! طبعاً اینطور نیست. البتّه آن افرادی که میخواهند پدرشان درآید، نه ما! ما
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٧٨. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٦١٣:
«این است و جز این نیست که مهلت دادن ما به آنها برای آن است که گناه و عصیانشان زیاد شود.»
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٧٨. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٦١٣:
