
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
227کردی؟! چرا باید اینطور باشد؟!
امام حسین علیه السّلام خطاب به حضرت سجّاد، امام زینالعابدین علیه السّلام عبارتی دارد و میفرماید:
یا بُنیّ، إیّاکَ و ظُلمَ مَن لا یَجِد عَلیک ناصِرًا إلّا اللَه؛1 «بترس از ظلم و ستم بر کسی که غیر از خدا پناهی ندارد!»
اگر آدم با کسی که زور داشته باشد طرف بشود عیب ندارد، بالأخره یکی میزند و یکی هم میخورد یا دو تا میزند و یکی میخورد؛ ولی کسی که هیچ راه و پناهی و هیچ نوع مفرّی ندارد، انسان [نسبت به] این شخص باید خیلی حواسش جمع باشد، چون مدّعیالعموم او زور و بازو و ریاست و مُکنت نیست که در او وجود دارد، بلکه مدّعیالعموم او خدا است! ﴿عَلَيۡهَا مَلَٰئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ﴾؛2 مدّعیالعموم او ملائکهای هستند که آن ملائکه را نمیشود گول زد! مدّعیالعموم او فرشتگانی هستند که آنها غیر از حق، چیزی در مخیّله و سرّ آنها راه ندارد! اینها مدّعیالعموم هستند و وقتی که این مدّعیالعمومها وسط بیایند، همۀ اینها دیگر کنار رفتهاند!
پس حلم یعنی عدم انتقام! یعنی شخص قدرت دارد ولی انتقام نمیگیرد.
شخصی با یک نفر از دوستان، رفیق و آشنا بود. بعد کمکم ارتباط آنها با هم کم شد تا اینکه آن شخص از خُصمای او شد و دیگر تعدّی را نسبت به او به تعدّی به آبرو و عِرض و حیثیّت و اینها رسانده بود. یک روز من خدمت مرحوم آقا بودم که آن شخص آمد ـ من در اطاق کنار بودم ـ و آن کارهایی را که آن شخص انجام میداد برای آقا تعریف کرد. ایشان خیلی متأثّر شدند. بعد آن شخص گفت: «آقا، من چه کنم؟ آیا من هم تلافی به مثل کنم؟» ایشان فرمودند:
- الکافی، ج ٢، ص ٣٣١.
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٦. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٥٦:
«و بر آن آتش فرشتگان تند و خشن و غلیظ و شدید گماشته شدهاند!»
