
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
211الحَمدُ للّه الّذی یَحلُمُ عَنّی؛ «حمد خدایی را که نسبت به من صبور و بردبار است و نسبت به من دارای حلم است.»
طبعاً اگر عمل و نیّت انسان صحیح باشد، حلم در اینجا معنا ندارد؛ چون هم ذات در اینجا پاک است و در مقام تقرّب و قربت قرار دارد و هم عمل خارجی، عمل صالحی است. در اینجا معنا ندارد که بگوییم: «خدا بردبار است! اگر خدا در اینجا بردبار نباشد، پس میخواهد چهکاری انجام بدهد؟!» پس بردباری برای کجا است؟! چون در اینجا هم عمل شخص خوب است و هم نیّت او صالح است.
حالا اگر نیّت انسان ناصالح و مغرض و ناپاک باشد ولی عملش، عمل صالحی باشد، آیا حلم در اینجا صدق میکند یا نمیکند؟ پس سه صورت مسئله در اینجا باقی میماند:
اوّل اینکه: هم نیّت شخص ناپاک است و هم عملش؛ و دوّم اینکه: نیّت شخص ناپاک است ولی عمل ظاهریاش خوب است؛ و سوّم اینکه: نیّت شخص پاک است ولی عمل خارج، عمل غیرصحیحی است. در این سه قِسم جا دارد که حلم صادق باشد و خدا بردبار باشد.
استدراج، نتیجۀ یکی از اقسام حلم
آیۀ شریفه میفرماید:
﴿وَلَا يَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ خَيۡرٞ لِّأَنفُسِهِمۡ إِنَّمَا نُمۡلِي لَهُمۡ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِثۡمٗا وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾.1
«آن کسانی که کافرند خیال نکنند این مهلتی که ما در این دنیا به آنها میدهیم، برای آنها خیر است (و بزنند و بتازند و هر کاری که دلشان میخواهد انجام بدهند!) به اینها مدام مهلت میدهیم که بارشان سنگینتر شود [و از برای آنان عذاب ذلّتآفرین و پستکنندهای خواهد بود].»
بیچارهها نمیدانند و خبر ندارند. اگر بدانند که در پسِ پرده چیست، فریاد وا حسرتای آنها به فلک میرود! خدا برای آنها مال و منال و زینتهای دنیا میآورد
- سوره آلعمران (٣) آیه ١٧٨.
