
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
209نیتت خالص شده و ثواب را به حضرت اهدا کردی، حضرت چند تا هم به آن اضافه میکند و به آن کسی که میخواهی میفرستد. در این عالم وسیلۀ نجات ما پیغمبر است، واسطۀ برای فیض و رسیدن ما به تکامل پیغمبر است، حالا آیا نمک نشناسی نیست که آدم این عمل مختصر را که بهاندازۀ یک سر سوزن است، از باب تشکر به کسی که وجودش از نظر ظاهر و باطن واسطۀ فیض همۀ خلایق است اهدا نکند؟!
میگوییم: «خدایا، برای پدر و مادرم!» درحالیکه پدر و مادر و همۀ اینها به طفَیل پیغمبر هستند و بر سر سفرۀ پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نشستهاند! وقتی که ثواب قرائت قرآن را به حضرت اهدا میکنیم، عمل خالص میشود و وقتی عمل خالص شد، ضریب اطمینانش بالا میرود و وقتی که خلوص عمل زیاد شد، چون خدا و پیغمبر نیّت انسان را میدانند، جنبۀ رُقاء و قربان آن عمل قویتر و شدیدتر میشود.
ملاک ثواب و عقاب اعمال
بنابراین دیگر این مسئلهای که در اصول مطرح میشود که آیا فعل انسان، ملاک برای ثواب و عقاب است یا نیّت انسان؟ و مسئلۀ تجرّی و عدم تجرّی و...1 تمام اینها کنار میرود! فعل هیچگاه ملاک برای ثواب و عقاب نیست، چون این یک عمل ظاهری است. آنچه که هست نیّت است و انسان باید نیّت خود را اصلاح کند!
حالا اگر شخصی بگوید: «ما نیّت خود را درست میکنیم ولی کاری هم انجام نمیدهیم»، این اوّل فساد نیّت است! وقتی میدانید که پروردگار متعال شما را به این مسئله امر کرده است، دیگر «نیّتمان را درست میکنیم ولی عملی انجام نمیدهیم»، یعنی چه؟! پس نیّتت خراب است و با اصل مسئله نمیسازد! آیا ممکن است که شخص صفای باطن داشته باشد و در مقابل حکم پروردگار بایستد و بگوید: «نیّتم را درست میکنم ولی عملی انجام نمیدهم»؟! خدا میفرماید: «بسیار خوب، یک نیّت و صفای باطنی به تو نشان بدهم! آیا من را گول میزنی و تنبلی میکنی و میخواهی از زیر [بار مسئولیّت] فرار کنی و میگویی: دنبال باطن و صفا میگردم»؟
- رجوع شود به فرائد الاصول (جامعۀ مدرّسین)، ج ١، ص ٨ ـ ١٤.
