اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

203
  • «تقبّل اللَه أعمالکم إن‌شاءاللَه!» و خلاصه رفتن به مشهد را تبریک گفت. بعد یک‌دفعه در  بین صحبت‌هایش گفت: «آنجا که بودید با چه کسانی ملاقات کردید؟» من به او گفتم: «شما مفتّش هستید؟!» او گفت: «نه، نه، نه!» من گفتم: «پس چرا سؤال می‌کنید که بنده با چه کسانی ملاقات کرده‌ام؟!»

  •  این همان شخصی بود که ایشان می‌فرمودند ما را به اشتباه انداخته بود و هیچ تفاوتی با یک شخص ظاهر الصّلاحِ مؤمنِ متدیّنِ ملتزم و متعهّد نداشت! و از این افراد در آن سازمان امنیّت (ساواک) بودند و قاعدتاً هم باید باشند، چون این مملکت همه‌طور آدم دارد؛ از معمّم و روحانی و مرجع تقلید گرفته تا کاسب و امثال‌ذلک، و بالأخره یک سازمان امنیّتی که می‌خواهد یک مملکت را اداره کند باید همه را به نحوی اداره کند. این افراد طوری برخورد می‌کنند که انسان در اینکه این شخص واقعاً آمده و تسلیم است و هیچ‌گونه مطلبی ندارد و می‌خواهد فقط در راه خدا قدم بردارد هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای پیدا نکند. خیلی عجیب است!

  •  در همان زمان سابق شخصی بود که در مسجد پیش ما می‌آمد و صحبت می‌کرد و می‌گفت: «آقا، ما این‌طور دیدیم و این مطالب را از آقای شما داریم.» تا اینکه ما نسبت به صحبت‌هایش مقداری با احتیاط برخورد کردیم. او هم وقتی دید که این‌طور نمی‌شود، داخل یک فاز دیگر رفت و شروع کرد برای ما خواب تعریف کردن! بعد مرتبه‌اش را یک‌خرده بالاتر برد و کم‌کم به مکاشفه رسید! ما هم که تا اینجا ساکت بودیم، دیدیم که دیگر از این به بعد نمی‌توانیم ساکت باشیم. یک روز که یکی از این خواب‌هایش راجع به کیفیّت یک قضیه را تعریف می‌کرد، ما مچش را گرفتیم. گفتم: «این خواب شما به این دلیل نباید صحّت داشته باشد! برو آقاجان، اینجا جای این حرف‌ها نیست و از این خبرها نیست! این مسائل مربوط به صاحب دعاوی و دکّان‌های دیگر است!»

  • شناخت رسول خدا از منافقین

  •  بله آقا، ظاهرشان ظاهری آراسته است، خواب دارند، مکاشفه دارند! تعجّب نکنید، در این چنته همه‌چیز پیدا می‌شود؛ هم از نظر علمی هم از نظر غیر علمی! مکاشفه، خواب، مشاهده و امثال‌ذلک؛ اما در پسِ پرده چیست؟ کلک، خیانت، نفاق!