اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

200
  • ارزش عمل به‌واسطۀ ملکوت آن

  •  بنابراین ملکوت عمل انسان، جنبۀ ارزشی فعل انسان را تشکیل می‌دهد. اگر انسان دارای خُبث باطن باشد، [فعل او هم همین‌طور است].

  •  الآن ما خودمان را محک می‌زنیم. من از شما سؤال می‌کنم: مثلاً اگر رفیقی به منزل شما بیاید و بگوید: «من آمده‌ام تا شما را زیارت کنم.» و شما هم بدانید که او راست می‌گوید، شما خوشتان می‌آید و از او استقبال می‌کنید و او را به داخل خانه می‌برید و احوال‌پرسی می‌کنید. ولی اگر شخصی به منزل شما بیاید و بگوید: «آمده‌ام شما را زیارت کنم.» و شما هم بدانید به‌خاطر یک منظوری آمده است وإلاّ اصلاً به منزل شما نمی‌آمد، چه‌کار می‌کنید؟ به او می‌گویید: «برو...، آمده‌ای مرا زیارت کنی؟!» اگر هم مستقیماً به خودش چیزی نگویید حدّأقل در دلتان می‌گویید: «خودتی!» می‌گوید: «دلم برای شما خیلی تنگ شده بود و آتش گرفته بود! مدّت‌ها بود که اشتعالی در درونمان بود که بیاییم و شما را زیارت کنیم!» [شما هم در دلتان می‌گویید]: «آره، بگو! باز هم بگو!» ولی وقت رفتن می‌گوید: «می‌خواستم مسئله‌ای را هم در ضمن به شما بگویم، مشکلی پیش آمده است و یک میلیون تومان پول لازم دارم و البتّه نمی‌خواهم برای شما زحمتی باشد، ولی اگر جایی را سراغ دارید که قرض‌الحسنه‌ای (یا پَس‌نده‌ای!) می‌دهند ما را مدّ نظر داشته باشید.» [شما هم می‌گویید]: «بسیار خب، چشم!» تشریف می‌برند و دوباره می‌بینید که از آنها خبری نمی‌شود [و پس از مدّتی دوباره نزد شما می‌آیند و می‌گویند]: «سلام علیکم آقا، می‌خواستیم خدمتتان برسیم!» شما هم می‌گویید: «نه آقا، همان یک مرتبه بس است!»

  •  این افراد منافق هستند. منافق آدمی است که جنبۀ امری و باطنی خود را پشت یک صورت موجّه و زیبا پنهان می‌کند!

  • فعّالیت منافقانۀ ساواک در مسجد قائم

  •  در زمان شاه، خیلی از این ساواکی‌ها و سازمان امنیّتی‌ها ـ که خب همه جا هم هستند ـ به مسجد قائم می‌آمدند تا ببینند در اینجا چه خبر است و ما چه‌کار می‌کنیم؛ مثلاً حزب و گروهی داریم یا نه! خب دیگر باید از این چیزها باشد. اینها ریشی دو برابر ریش بنده می‌گذاشتند و عبایی هم می‌پوشیدند و به مسجد می‌آمدند و از اوّل تا