
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
192ارتباط جنبۀ امری و باطنی افراد با جنبۀ ظاهری آنها
وقتی که بعضی از افرادی که خُبث باطن دارند صحبت میکنند، از صحبت آنها مشخّص است که چقدر و به چه میزان دارای خبث باطن هستند! این را هر کسی نمیفهمد.
شخصی بود در زمان سابق بسیار سخنوَر و خیلی معروف و مشهور، کتابهای عدیدهای هم دارد و قلمش هم بسیار عالی بود. من ایشان را اصلاً نمیشناختم و صدایش را نشنیده بودم ولی کتابهایش را خوانده بودم. یک روز در زمان سابق، ٢٢ سال قبل در منزل یکی از دوستان در مشهد بودیم که الآن هم از دوستان ما است ـ خدا حفظش کند ـ ضبطی در آنجا بود و ایشان خودش حضور نداشت. من این ضبط را روشن کردم و شخصی مشغول صحبت شد. در همین موقع یکمرتبه دلم گرفت و گفتم: عجب، این دیگر کیست؟! این چه اعجوبهای است! بهمحض اینکه حرف زد ما را زیر و رو و عوض کرد و یک حالت ظلمت و کدورتی در ما پیدا شد! وقتی دوستم آمد به او گفتم: «این کیست؟!» گفت: «این دکتر علی شریعتی است.» گفتم: «عجب، تو این فلان فلان را گوش میدهی؟!»
این حالت ظلمت برای چیست؟ این که اعتباری نیست! من که اسمش را نشنیده بودم و در نوار هم نگفت که من فلانی هستم و از هیچ جایی خبر نداشتم، پس این حالت از کجا پیش آمد؟! چون آن جهت ظلمانی میآید و منتقل میشود! «آثار جلال توست در سینۀ هر کافر!» وقتی که شخصی کدورت دارد، آن کدورت نفس از صوت او متصاعد میشود!
در مقابل شخصی است که دارای [نورانیّت نفس است]. شما یک نوار مرحوم آقا را گوش بدهید و ببینید حالتان عوض میشود یا نه؟! امتحان کردهاید؟! وقتی که میگوید: «بسم اللَه الرّحمن الرّحیم»، اصلاً انسان زیر و رو میشود! این بهخاطر چیست؟ بهخاطر آن جنبۀ امری قضیّه است!
«بسم اللَه الرّحمن الرّحیم» را همه میگویند، من هم میگویم؛ منتها بین آنکه من میگویم با آنکه مرحوم آقا میگوید، از زمین تا عرش خدا فاصله است! این
